ویكی لینك -WIKILINK ویكی لینك http://wikilink.mihanblog.com 2020-05-27T04:54:28+01:00 text/html 2019-05-01T06:01:41+01:00 wikilink.mihanblog.com علی شکستن مرزهای فروش و چند برابر کردن ان http://wikilink.mihanblog.com/post/1153 <div><strong><br></strong></div><div><strong><br></strong></div><div><strong>نظرتان درباره چند برابر کردن فروش در ۳۰ روز آینده چیست؟</strong></div><div><strong></strong></div>اگر واقعا به تمامی نکات گفته شده عمل کنید، این کار به راحتی امکان‌پذیر است. این کتاب به کارآفرینان و مختصصانی مانند پزشکان، وکلا، معلمان و … توصیه می‌شود. همچنین مدیران شرکت‌ها و مدیران بازاریابی می‌توانند آن را بکار گیرند. دارندگان فروشگاه دسته دیگری هستند که می‌توانند از نکات گفته شده استفاده کنند.<p style="color: #4c4c4c; font-size: 16px;">این کتاب بیشتر به دستورالعملی شبیه است که پس از تهیه آن باید بلافاصله به اجرای مطالب گفته شده بپردازید و البته نتیجه آن را مشاهده کنید.</p><p style="color: #4c4c4c; font-size: 16px;">نویسنده کتاب ژان بقوسیان مشاور بازاریابی و فروشی است که تا به حال به ده‌ها شرکت ایرانی مشاوره داده تا فروش افزایش یابد. این کتاب گردآوری مطالبی است که در جلسات مشاوره چندصد هزار تومانی ارائه شده است.</p><p style="color: #4c4c4c; font-size: 16px;">بسیاری از مشتریان شرکت مدیرسبز این اطلاعات را با صرف بیش از یک میلیون تومان به دست آورده‌اند. ولی شما می‌توانید آنرا با 7500 تومان بدست آورید.</p><p style="color: #4c4c4c; font-size: 16px;">با خواندن و اجرای مراحل توضیح داده شده در کتاب، فروشتان در ۳۰ روز به میزان قابل توجهی افزایش می‌یابد.</p><p style="color: #4c4c4c; font-size: 16px;"><strong>فهرست مطالب</strong><br>فصل ۱- ابزارهای لازم برای شروع کار<br>شکستن مرزهای فروش با …<br>فصل ۲- یافتن مشتریان جدید<br>فصل ۳- افزایش فروش به مشتریان کنونی<br>فصل ۴- برقراری مشارکت انتفاعی<br>فصل ۵- ساخت تبلیغات پرفروش<br>فصل ۶ – استفاده از اینترنت<br>فصل ۷ – تشکیل تیم قدرتمند فروش<br>فصل ۸ – تبدیل امکانات پنهان به درآمد</p><p style="color: #4c4c4c; font-size: 16px;"><strong>درباره کتاب<br>برگرفته از مقدمه کتاب</strong><br>کتابهای بیشماری در زمینه بازاریابی و فروش نوشته شده‌اند. بسیاری از این کتاب‌ها به مباحث تئوری می‌پردازند و یا اصول بازاریابی را بیان می‌کنند، ولی در نهایت گامهای عملی برای رسیدن به فروش بیشتر را ارائه نمی‌دهند. دسته دیگری از کتاب‌ها شما را به خوشبینی، امیدواری و تلاش دعوت می‌کنند. چندین کتاب در زمینه فروش خوانده‌ام که پیام اصلی نویسنده آن است که بزرگ فکر کنیم، آینده شرکت را در ذهن خود تصور کنیم و … این کتاب‌ها می‌توانند باعث زیاد شدن انگیزه شوند ، ولی وقتی خواندن کتاب تمام می‌شود هنوز نمی‌دانیم که چگونه فروش را افزایش دهیم. این کتاب برای ایجاد انگیزه و یا بالا بردن روحیه شما نوشته نشده است!</p><p style="color: #4c4c4c; font-size: 16px;">فرق این کتاب با بسیاری از کتاب‌های دیگر بازاریابی و فروش در آن است که تنها به طرح مشکلات و ارائه راه‌حل‌های احتمالی بصورت تئوری نمی‌پردازد، بلکه رهنمودهایی کابردی ارائه می‌دهد که در هر کسب‌وکاری قابل اجرا هستند و باعث افزایش فروش می‌شوند. ما در مورد راههایی صحبت خواهیم کرد که اجرای آنها، فروش را، بلافاصله افزایش می‌دهد.</p><p style="color: #4c4c4c; font-size: 16px;">احتمالا تا به حال موفق به راه اندازی کسب‌وکار شده‌اید و اکنون صاحب کسب‌وکاری هستید، در اینصورت مجموعه با ارزشی در اختیارتان است که با استفاده از آن، می‌توانید محصولات یا خدماتی را ارائه کرده و درآمد کسب کنید. هدف این کتاب بهبود بخشیدن به این سیستم برای فروش بیشتر است.<br>چرا مطمئن هستیم که بکارگیری این روشها تغییر قابل‌توجهی در کارتان ایجاد خواهد کرد؟ زیرا مطالب جمع‌آوری شده در این کتاب، در واقع نکات کلیدی و عملی دهها سمینار، مقاله، دوره آموزشی و کتاب‌هایی است که کسب‌وکار دیگران را متحول کرده است. هیچکدام از این روشها توسط ما ابداع نشده‌اند. ولی بسیاری از آنها آزموده شده و نتایج عملی و محسوس آن مشاهده شده‌اند.</p><p style="color: #4c4c4c; font-size: 16px;">قبل از تهیه مطالب این کتاب به فکر ترجمه کتابی مناسب در زمینه افزایش فروش بودم. چندین کتاب را مطالعه کردم. در هنگام مطالعه بارها افسوس می خوردم که نویسنده می توانست قسمت خاصی را بهتر توضیح دهد و یا از بیان مطالب بدیهی بپرهیزد. همچنین بسیاری از مفاهیم نوین بازاریابی ، مثلا اصطلاحات مربوط به بازاریابی اینترنتی بخوبی توضیح داده نشده بودند، زیرا فرض بر این بود که خواننده با آنها آشنایی کافی دارد. ناگهان جرقه ای در ذهنم خطور کرد. چرا به ترجمه مستقیم یک کتاب بپردازم، وقتی که می توان برداشت آزاد و قابل استفاده تری از مطالب ارائه داد؟ می‌توان برای تکمیل مطالب از دهها مقاله و سمینار استفاده کرد. نتیجه مطالعات و جمع آوری مطالب جالب و عملی برای افزایش فروش، کتاب حاضر را شکل داد.</p><p style="color: #4c4c4c; font-size: 16px;">بنابرین کتاب حاضر، گلچینی از بهترین و عملی ترین مطالبی است که قادر به جمع آوری آنها بودم. البته سالها قبل از تهیه این کتاب، همین اطلاعات را در قالب مشاوره و دوره های آموزشی به صاحبان کسب و کار ارائه کرده ام و نتیجه آزمودن بسیاری از روشهای مطرح شده را به چشم خود دیده‌ام.</p><p style="color: #4c4c4c; font-size: 16px;">برایان تریسی در سمینار اخیرش می گفت که یک راه تضمینی برای دو برابر شدن درآمد آن است که ده سال صبر کنید. در ده سال آینده، درآمد شما حداقل دو برابر خواهد شد. او با این سخن می خواست به اهمیت زمان اشاره کند. روشهای افزایش فروش هنگامی باارزش هستند که در زمانی نسبتا کم و معقول فروش را افزایش دهند. تاکید ما در این کتاب، بر افزایش سریع فروش است. بسیاری از روش‌های مطرح شده، به محض اجرا شدن، تاثیر مستقیمی بر درآمد شما خواهند گذاشت.</p><p style="color: #4c4c4c; font-size: 16px;">در این کتاب به سیستمی خواهیم پرداخت که متشکل از روشهای نوین بازاریابی ، برنامه های تبلیغاتی موثر ، ترفندهای فروش سریع و استفاده از همکاری دیگران و همچنین بکارگیری اینترنت است.</p><p style="color: #4c4c4c; font-size: 16px;">شما با مطالعه این روشها و ایجاد تغییرات در نحوه صحبت با مشتریان، برقراری تماس‌های تلفنی، نوشتن نامه ها و مطالب تبلیغاتی و استفاده از اینترنت ، باعث خواهید شد تا مشتریان با رضایت کامل پولهایشان را به شما بدهند و محصولات و خدمات شما را خریداری کنند.</p><p style="color: #4c4c4c; font-size: 16px;">این روشها آسانتر از آن چیزی هستند که تصور می کنید و برای رسیدن به نتایج دلخواه، کافی است متعهد و پایبند به پیاده سازی مطالب گفته شده باشید. اگر آماده اید می توانیم این سفر مهیج را آغاز کنیم.</p><p style="color: #4c4c4c; font-size: 16px;"><br></p><p style="color: #4c4c4c; font-size: 16px;"><br></p>&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; <div  style="margin:5px auto;padding:5px;min-width:300px;max-width:500px;border:1px solid #a9a9a9 !important;background-color:#ffffff !important;color:#000000 !important;font-family:tahoma !important;font-size:13px !important;line-height:140% !important;border-radius:5px;" dir="rtl">&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; <div style="font-size:14px;font-family:tahoma;color:navy !important;padding:5px;margin:0px;"><a style="color:navy !important;text-decoration:none !important;font-weight:bold;" href="http://star-file.sellfile.ir/prod-1654102-شکستن+مرزهای+فروش.html?r=41626"> شکستن مرزهای فروش </a></div>&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; <img src="http://star-file.sellfile.ir/prod-images/1654102.jpg" style="padding:3px" width="120" border="0" align="right">&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; در هر 4 دقیقه یک نفر میلیونر می شود، شما هم می توانید یکی از آنها باشید. (برایان تریسی)&nbsp;&nbsp;&nbsp; توجه : این کتاب را توسط مبایل و یا رایانه می توانید مطالعه نمایید و&nbsp; قابلیت چاپ نیز دارد.&nbsp;&nbsp;&nbsp; نظرتان درباره چند برابر کردن فروش در ۳۰ روز آینده چیست؟اگر واقعا به تمامی نکات گفته شده عمل کنید، این کار به راحتی امکان‌پذیر است. این کتاب به کارآفرینان و مختصصانی مانند پزشکان، وکلا، معلمان و … توصیه می‌شود. همچنین مدیران شرکت‌ها و مدیران بازاریابی می‌توانند آن&nbsp; ...<br clear="all">&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; <div style="border-radius:3px;border:1px solid #0066aa;font-size:20px;font-family:arial;color:#ffffff !important;padding:5px;margin:0px;background-color:#0066cc;width:100px;margin:5px auto;text-align:center;"><a style="color:#ffffff !important;text-decoration:none !important;font-weight:bold;" href="http://star-file.sellfile.ir/prod-1654102-شکستن+مرزهای+فروش.html?r=41626"> دریافت فایل </a></div>&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; </div > text/html 2019-05-01T05:54:20+01:00 wikilink.mihanblog.com علی آموزش خرید و واردات از خارج کشور بدون سفر http://wikilink.mihanblog.com/post/1152 <div><div><br></div><div align="center"><img src="http://clixfox.sellfile.ir/prod-images/thumb/774720x300.jpg" alt="" vspace="0" hspace="0" border="0" align="bottom"></div><div align="center"><br></div><div align="center"><br></div><div align="center"><p><span style="font-size: 14pt; font-family: 'B Yekan', yekan, tahoma;"><strong>فرمت</strong> <span style="color: #800080;">فایل آموزشی</span>: پی دی اف<strong><span style="color: #ff6600;"> (PDF)</span></strong></span></p><p><span style="color: #800000; font-size: 14pt; font-family: 'B Yekan', yekan, tahoma;">تعداد<span style="color: #339966;"> صفحات</span> <strong>80 صفحه</strong></span></p><p><span style="font-size: 12pt; font-family: 'B Yekan', yekan, tahoma;">همیشه<span style="color: #ff6600;">&nbsp;در <strong>آرزوی</strong> این بودین</span>&nbsp;که به خارج سفر کنید و برای خودتان کلی خرید کنید؟</span></p><p><span style="font-family: 'B Yekan', yekan, tahoma; font-size: 12pt;"><span style="font-size: 14pt;"><strong>آیا دوست داشتی &nbsp;بدون سفر</strong></span> و <span style="color: #800080;">هزینه های آن اینکارو انجا</span>م بدی؟</span></p></div><div><br></div></div><div align="center"><b><font size="4">&nbsp;<a href="http://clixfox.sellfile.ir/prod-774720-یک+لیوان+آب+هویج+چینی.html?r=41626" target="" title=""><b><font size="4"><img src="http://mihanblog.comhttp://mihanblog.com/public/public/rte/images_new/smiles/104.gif">خرید</font></b></a></font></b></div><div align="center"><br></div><br> text/html 2019-05-01T05:48:11+01:00 wikilink.mihanblog.com علی کسب درامد از اینترنت ماهیانه 8 میلیون http://wikilink.mihanblog.com/post/1151 &nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; <div  style="margin:5px auto;padding:5px;min-width:300px;max-width:500px;border:1px solid #a9a9a9 !important;background-color:#ffffff !important;color:#000000 !important;font-family:tahoma !important;font-size:13px !important;line-height:140% !important;border-radius:5px;" dir="rtl">&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;<div style="font-size:14px;font-family:tahoma;color:navy !important;padding:5px;margin:0px;"><a style="color:navy !important;text-decoration:none !important;font-weight:bold;" href="http://kelid.sellfile.ir/prod-513577-کسب+درآمد+میلیونی+از+اینترنت.html?r=41626"> کسب درآمد میلیونی از اینترنت </a></div>&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;<img src="http://kelid.sellfile.ir/prod-images/513577.jpg" style="padding:3px" width="120" border="0" align="right">&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; کسب درامد از اینترنت ماهیانه 8 میلیون&nbsp; اپدیت جدید هفته قبل&nbsp; به دلیل درخواست زیاد&nbsp;&nbsp; 80% تخفیف&nbsp;&nbsp; قیمت محصول ازقیمت50000تومان به10000تومان تغییرکرد&nbsp;&nbsp;&nbsp; این فرصت هرگز تکرار نخواهد شد عجله کنید&nbsp;&nbsp; تضمین100% بازگشت وجه درصورت عدم کسب این مبلغ&nbsp;&nbsp;&nbsp; دو دقیقه خواندش وقتت را میگیرد اما همین دو دقیقه میتواند&nbsp;&nbsp; زندگیت را عوض کند :&nbsp;&nbsp; روزانه سوالات زیادی برای جیمیل بنده ارسال میکنند&nbsp;&nbsp; ومی گویند: ایا کسب درامد از اینترنت امکان داره؟&nbsp; بله کسب درامد از ا ...<br clear="all">&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;<div style="border-radius:3px;border:1px solid #0066aa;font-size:20px;font-family:arial;color:#ffffff !important;padding:5px;margin:0px;background-color:#0066cc;width:100px;margin:5px auto;text-align:center;"><a style="color:#ffffff !important;text-decoration:none !important;font-weight:bold;" href="http://kelid.sellfile.ir/prod-513577-کسب+درآمد+میلیونی+از+اینترنت.html?r=41626"> دریافت فایل </a></div>&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; </div > text/html 2012-07-30T09:56:39+01:00 wikilink.mihanblog.com علی برای جلوگیری از ترش کردن معده، پرخوری نکنید http://wikilink.mihanblog.com/post/1150 <p style="text-align: justify; font-weight: bold;"><img src="http://fa.parsiteb.com/images/normall/%D8%AA%D8%B1%D8%B4%20%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86%20%D9%85%D8%B9%D8%AF%D9%87.jpg" alt="برای جلوگیری از ترش کردن معده، پرخوری نکنید" style="margin:40px 5px" align="left"></p><p style="text-align: justify; font-weight: bold;">یک فوق تخصص گوارش با بیان اینکه برای پیشگیری از ترش کردن معده و جلوگیری از بازگشت غذا به مری، روزه داران باید از پرخوری و خوابیدن پس از صرف غذا پرهیز کنند ، گفت: روزه داران برای جلوگیری از این حالت بهتر است غذاهای سبک مانند آش ماست و سوپ به جای آش رشته و حلیم استفاده کنند.</p> <p style="text-align: justify; font-weight: bold;">دکتر ناصر ابراهیمی دریانی &nbsp;با بیان اینکه در 10 روز اول ماه مبارک رمضان سوء هاضمه و&nbsp;یبوست&nbsp;بسیار شایع است، گفت : برای پیشگیری از ترش کردن معده توصیه می‌شود از پرخوری در وعده افطار پرهیز شده و از مصرف غذاهای چرب در سحر مانند کله و پاچه، آش رشته، حلیم و نوشیدن مایعات همراه با غذا خودداری شود.</p> <p style="text-align: justify; font-weight: bold;">وی افزود: روزه داران بهتر است برای باز کردن روزه خود از نان و پنیر و سبزی و یا آب لرم و دو عدد خرما و همچنین از غذاهای سبک مانند آش ماست و سوپ استفاده کنند.</p> <p style="text-align: justify; font-weight: bold;">این عضو هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران تصریح کرد: خوابیدن بلافاصله پس از صرف غذا نیز گوارش غذا را مختل کرده و موجب‌ ترش کردن معده می‌شود و باید حداقل تا یک ساعت پس از خوردن سحری از خوابیدن خودداری کرده و اجازه دهند غذایشان هضم شود.</p> <p style="font-weight: bold;"> </p><div style="text-align: justify; font-weight: bold;">وی بیان کرد: غذا را با آرامش بخورید و از صحبت كردن بین صرف غذا به دلیل ورود هوا به معده پرهیز كنند.</div> <div style="text-align: justify; font-weight: bold;">دكتر دریانی با تاکید بر اینکه باید از نوشیدن نوشابه های گازدار در ماه رمضان خودداری کرد، گفت: افرادی که تمایل شدید به خوردن نوشابه دارند، باید آن را در لیوان بریزند چرا که نوشیدن نوشابه با نی باعث نفخ معده و باد گلو می شود.</div> <p style="text-align: justify; font-weight: bold;">این فوق تخصص گوارش با اشاره به بروز یبوست در بسیاری از روزه‌داران، تصریح كرد: در زمان افطار از سالاد، سبزیجات و روغن زیتون استفاده شود و همچنین در فاصله بین سحر و افطار مایعات بیشتر مصرف كنند.</p> <p style="text-align: justify; font-weight: bold;">وی ادامه داد: همچنین مصرف آش آلو، آلو، انجیر خیس کرده، گیلاس، زرد آلو، انگور و هندوانه برای مبتلا نشدن به یبوست توصیه می شود.</p> <p style="text-align: justify; font-weight: bold;">دکتر دریانی در پایان یادآور شد: كشیدن سیگار رفلاكس معده را تشدید می‌كند چرا که باعث باز شدن دریچه مری به معده می شود.&nbsp;</p> <p style="text-align: justify; font-weight: bold;">&nbsp;</p> <p style="text-align: justify; font-weight: bold;">به نقل از ایسنا</p> text/html 2012-07-30T09:53:56+01:00 wikilink.mihanblog.com علی ۱۱ دلیل گریه نوزادان را بشناسید! http://wikilink.mihanblog.com/post/1149 <span style="font-weight: bold;"></span><br style="font-weight: bold;"><img src="http://fa.parsiteb.com/images/normall/%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D9%87%20%D9%86%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%AF%2012.jpg" alt="۱۱ دلیل گریه نوزادان را بشناسید!" style="margin:40px 5px" align="left"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">&nbsp;</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;"></span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">گاهی وقت‌ها صدای گریه نوزاد شما حالتی غیرعادی به خود می‌گیرد. گریه‌ای که هرگز نظیرش را نشنیده‌اید. در چنین شرایطی بعد از این‌که نیازهای اولیه نوزاد را به سرعت بررسی کردید و با مشکل مواجه شدید حتما سراغ پزشک او بروید</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">شهرزاد: بچه‌ها گریه می‌کنند و پدر و مادر‌ها دست و پایشان را گم می‌کنند. مشکل اینجاست که آن‌هایی که به تازگی به جمع والدین اضافه شده‌اند از چم و خم کار بی‌خبرند. در واقع آن‌ها نمی‌دانند هنگامی که نوزاد گریه سر می‌دهد می‌خواهد چیزی به پدر و مادرش بگوید. راحت‌تر این‌که گریه، زبان نوزاد است. مهم است که به عنوان پدر و مادر بدانید بچه‌ها هیچ‌وقت بی‌دلیل گریه نمی‌کنند. یعنی اصلا نوزادی وجود ندارد که از سر دلخوشی فریادش به آسمان بلند شود. پس هر وقت صدای این فرشته‌های کوچک درمی‌آید بدانید که آن‌ها به واسطه نیاز یا مشکلی که درآن لحظه دارند اشک‌هایشان سرازیر شده. با این وضعیت بهتر است با دلایل گریه بچه‌‌ها آشنا شوید. اگر نوزاد شما وقت و بی‌وقت گریه سر می‌دهد، می‌توانید دلیلش را در لیست پیش رو جستجو کنید. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">گـرسنـگی</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">شاید گرسنگی اولین احتمالی باشد که به واسطه گریه نوزادتان در نظر بگیرید. بهتر است روش پیشگیری را در این مورد یاد بگیرید. پیشگیری از گریه نوزادان به دلیل گرسنگی نیاز به دانستن زمان گرسنگی آن‌ها دارد. برای این امر هم حتما لازم نیست جیغ و فریاد راه بیندازند. شما باید علائم گرسنگی آن‌ها را دریابید. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">نوزادان گاهی در این شرایط است که حتی دستشان را می‌خورند. اگر در آغوش باشند سرشان را به نشانه شیرخوردن به سمت سینه مادر می‌چرخانند. بچه‌ها گاهی اوقات بابت گرسنگی فقط نق می‌زنند و البته بعضی وقت‌ها هم ملچ و ملوچ راه می‌اندازند که این‌ها همگی می‌توانند نشانه‌های گرسنگی نوزاد باشند؛ پیش از آن‌که بابت بی‌توجهی شما به همه این علائم صدای گریه‌شان به آسمان بلند شود. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">پوشک کثیف! </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">بعضی ا ز بچه‌ها به محض این‌که پوشک خود را کثیف می‌کنند داد و فریاد راه می‌اندازند. بعضی دیگر اما پر تحمل هستند و صدایشان هم درنمی‌آید. اگر نوزاد شما جزء دسته دوم است بهتر است خودتان زود به زود پوشک او را نگاهی بیندازید تا مانع از سوختگی پا‌هایش شوید. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">خواب آلودگی</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">آیا بچه‌ها خوشبخت نیستند؟ آن‌ها وقتی خسته هستند به راحتی می‌توانند بخوابند؛ هر زمانی که بخواهند و هر جایی که باشند. خب! این شاید تصور شما باشد. در واقعیت ماجرا اما خوابیدن بچه‌ها به این راحتی‌ها هم نیست که شما فکر می‌کنید. آن‌ها همیشه هم بابت خواب‌آلود بودن چشم‌هایشان را نمی‌مالند بلکه نق می‌زنند و گریه سر می‌دهند. آن‌ها را بلند کنید. شعری دلنشین را به آرامی هر چه تمام‌تر در گوششان زمزمه کنید و آهسته آهسته تکانشان دهید. اگر هم شعر بلد نیستید بهتر است با جملات دلنشین آن‌ها را خواب کنید. شما از کجا می‌دانید، شاید آن‌ها کلمه به کلمه حرف‌های شما را متوجه شوند! </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">نوزاد شما آغوش شما را می‌خواهد! </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">نوزادان بیش از آن چیزی که فکر می‌کنید به نوازش و آغوش شما احتیاج دارند. این نکته مهم را هرگز از یاد نبرید که نوزادان به شدت دوست دارند صورت پدر و مادرشان را از نزدیک ببینند صدای آن‌ها را از نزدیک بشنوند و البته به صدای تپش قلبشان گوش بدهند. نوزادان حتی دوست دارند بوی تن پدر و مادرشان مشام آن‌ها را پر کند؛ بویی که فقط مختص پدر و مادر آن‌هاست و نه هیچ‌کس دیگری. گریه آن‌ها شاید دلیلش این باشد که آغوش پدر و مادرشان را می‌خواهند. شاید پیش خودتان فکر کنید زیادی در آغوش گرفتن بچه‌ها آن‌ها را لوس می‌کند اما حداقل در چند ماه اول نوزادی اصلا چنین اتفاقی نخواهد افتاد و به واقع آغوش پدر و مادر برای بچه‌ها یک نیاز ضروری است. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">مشکلات شکمی</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">نفخ معده نوزادان از جمله مشکلاتی است که گریه‌های پر سرو صدای بچه‌ها را در پی دارد. یادتان باشد مشکل نفخ معده بچه‌ها اگر حل نشود ممکن است در طول هفته ۳ تا ۴ بار بچه‌ها را چنان آزار دهد که صدای گریه آن‌ها به آسمان بلند شود. اگر کوچولوی شما به طور معمول بعد از غذا خوردن گریه سر می‌دهد، شک نکنید که او با مشکل هوای معده که منجر به درد می‌شود، مواجه است. بهتر است قبل از این‌که سرخود از شربت‌هایی مانند گریپ‌میکسچر استفاده کنید حتما پزشک فرزندتان را در جریان بگذارید و در صورت تایید او سراغ چنین داروهایی بروید. به طور کلی روش طبیعی برای رفع نفخ معده نوزاد و جلوگیری از گریه‌های بی‌امان او این است که در چنین صورتی نوزاد را روی شکم بخوابانید و آرام آرام پشت او را مالش دهید. همچنین می‌توانید پاهای او را در همین حالت به دست بگیرید و به آرامی هر چه تمام‌تر مانند رکاب زدن دوچرخه حرکت دهید تا مشکل نفخ معده‌اش حل شود. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">کمک کنید آروغ بزند! </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">خالی کردن هوای معده یا به زبان ساده‌تر‌‌ همان آروغ زدن یک الزام نیست اما اگر کوچولوی شما بعد از غذا خوردن گریه می‌کند، شاید به کمکتان نیاز دارد تا هوای معده‌اش را از طریق آروغ زدن خالی کند. بچه‌ها معمولا وقتی از سینه مادر یا بطری شیر می‌خورند مقداری هوا را هم همراه شیر قورت می‌دهند و همین سبب می‌شود بعدا به آروغ زدن احتیاج پیدا کنند و اگر این اتفاق نیفتد صدای گریه‌شان در می‌آید! </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">یا خیلی گرمشان است یا خیلی سرد</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">مواظب باشید! اگر همواره حین عوض کردن پوشک بچه لباس او را در می‌آورید و آن وقت است که فریادش به آسمان بلند می‌شود تصور نکنید صرفا از عمل تعویض پوشک و لباس شاکی است و بابت آن گریه می‌کند بلکه ممکن است کوچولوی شما آنقدر سردش شده باشد که گریه‌اش درآمده و این اشک‌ها به واقع نشانه اعتراض باشد. یادتان باشد نوزادان معمولا دوست دارند لباس کافی به تن داشته باشند و گرم بمانند و البته نه زیادی گرم! برای این‌که در سرما و گرمای بچه‌ها دچار اشتباه نشوید، بهتر است یک نکته را به عنوان قانون همواره به یاد داشته باشید. یک نوزاد باید همیشه یک لایه لباس بیشتر از شما به تن کند. بنابراین دمای بدن او را با توجه به سرما و گرمای خودتان و میزان لباسی که می‌پوشید، تنظیم کنید. بچه‌ها به طور معمول به خاطر گرما کمتر شکایت می‌کنند اما بابت سرما حسابی شاکی می‌شوند و گریه راه می‌اندازند. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">یک چیز کوچولو</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">&nbsp;گاهی اوقات هر چه تلاش می‌کنید متوجه علت گریه نوزاد خود نمی‌شوید. در این مواقع بهتر است در بدن او سراغ یک مشکل کوچک بگردید. ممکن است یک تار موی ظریف دور انگشت شست پایش پیچیده باشد و آ‍زارش بدهد. ممکن است یک تکه از نخ لباسش به بدن او چسبیده باشد. ممکن است مارک لباسش اذیتش کند؛ یک دلیل کوچک که شاید به راحتی با چشم شما قابل رویت نباشد. تلاش کنید علت را پیدا کنید چون در غیر این صورت ساعت‌ها با چشمان معصوم و البته اشک‌آلود او مواجه می‌شوید! </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">تولد دندان‌ها</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">یکی از دلایل شایع گریه کردن‌های بیش از حد بچه‌ها تولد دندان‌های آن‌هاست. یادتان باشد که هر یک دندانی که قرار است از میان لثه‌های حساس نوزاد شما بیرون بیاید کلی درد برای او به همراه دارد. بعضی از بچه‌ها حین دندان درآوردن درد بیشتری را نسبت به بعضی دیگر تحمل می‌کنند. به طور کلی اگر گریه‌های نوزاد شما امانتان را بریده و قطع هم نمی‌شود و البته شما هم دلیلش را پیدا نمی‌کنید با انگشتان خود به آرامی لثه او را لمس کنید. اگر به قسمت سختی رسیدید بدانید که مشکل از ظهور دندان‌هاست. به طور معمول اولین دندان نوزاد در فاصله زمانی ۴ تا ۷ ماه متولد می‌شود. البته همواره این احتمال وجود دارد که دندان‌ها زود‌تر خودشان را نشان بدهند. بنابراین اصلا از این بابت تعجب نکنید. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">وقتی کسی درکشان نمی‌کند! </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">بهتر است بعضی مواقع بچه‌ها را درک کنید. آن‌ها گاهی بابت سرو صدای زیاد دور و اطرافشان کلافه می‌شوند. گاهی برای این‌که زیاد بغلشان می‌کنند، کلافه می‌شوند. گاهی برای این‌که زیاد بغلشان می‌کنند، عصبانی می‌شوند. بوسه‌ها دیوانه‌شان می‌کند! بنابراین بعضی وقت‌ها گریه‌های از ته دل نوزاد یعنی این‌که «لطفا این همه محبت دیوانه‌کننده را بس کنید!» در چنین مواقعی بهتر است مادر یا پدر، نوزاد را به گوشه خلوتی ببرند و او را در آرامش برای دقایقی در آغوش بگیرند و به آرامی تکانش دهند. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">وقتی احساس آرامش نمی‌کند! </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">اگر همه نیازهای اولیه نوزاد را بررسی کرده‌اید و بابت همه چیز مطمئن شده‌اید اما او همچنان گریه می‌کند، ممکن است مشکلی داشته باشد که این چنین آرامشش را از دست داده. دمای بدنش را کنترل کنید چون شاید تب کرده و این تب می‌تواند نشانه یک بیماری باشد. شاید یک سرماخوردگی ساده است که او را کلافه کرده است. شاید هم به توجه شما احتیاج دارد. یادتان باشد بچه‌ها گاهی صرفا برای جلب توجه شما اشک می‌ریزند. گاهی نیاز دارند شما آن‌ها را در آغوش بگیرید و به آن‌ها توجه کنید. پس لطفا به اندازه کافی به‌آن‌ها توجه کنید حتی بعضی وقت‌ها بیش از اندازه به آن‌ها توجه کنید.</span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">گاهی وقت‌ها صدای گریه نوزاد شما حالتی غیرعادی به خود می‌گیرد. گریه‌ای که هرگز نظیرش را نشنیده‌اید. در چنین شرایطی بعد از این‌که نیازهای اولیه نوزاد را به سرعت بررسی کردید و با مشکل مواجه شدید حتما سراغ پزشک او بروید</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">&nbsp;بچه‌ها گریه می‌کنند و پدر و مادر‌ها دست و پایشان را گم می‌کنند. مشکل اینجاست که آن‌هایی که به تازگی به جمع والدین اضافه شده‌اند از چم و خم کار بی‌خبرند. در واقع آن‌ها نمی‌دانند هنگامی که نوزاد گریه سر می‌دهد می‌خواهد چیزی به پدر و مادرش بگوید. راحت‌تر این‌که گریه، زبان نوزاد است. مهم است که به عنوان پدر و مادر بدانید بچه‌ها هیچ‌وقت بی‌دلیل گریه نمی‌کنند. یعنی اصلا نوزادی وجود ندارد که از سر دلخوشی فریادش به آسمان بلند شود.</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">پس هر وقت صدای این فرشته‌های کوچک درمی‌آید بدانید که آن‌ها به واسطه نیاز یا مشکلی که درآن لحظه دارند اشک‌هایشان سرازیر شده. با این وضعیت بهتر است با دلایل گریه بچه‌‌ها آشنا شوید. اگر نوزاد شما وقت و بی‌وقت گریه سر می‌دهد، می‌توانید دلیلش را در لیست پیش رو جستجو کنید. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">گـرسنـگی</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">شاید گرسنگی اولین احتمالی باشد که به واسطه گریه نوزادتان در نظر بگیرید. بهتر است روش پیشگیری را در این مورد یاد بگیرید. پیشگیری از گریه نوزادان به دلیل گرسنگی نیاز به دانستن زمان گرسنگی آن‌ها دارد. برای این امر هم حتما لازم نیست جیغ و فریاد راه بیندازند. شما باید علائم گرسنگی آن‌ها را دریابید. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">نوزادان گاهی در این شرایط است که حتی دستشان را می‌خورند. اگر در آغوش باشند سرشان را به نشانه شیرخوردن به سمت سینه مادر می‌چرخانند. بچه‌ها گاهی اوقات بابت گرسنگی فقط نق می‌زنند و البته بعضی وقت‌ها هم ملچ و ملوچ راه می‌اندازند که این‌ها همگی می‌توانند نشانه‌های گرسنگی نوزاد باشند؛ پیش از آن‌که بابت بی‌توجهی شما به همه این علائم صدای گریه‌شان به آسمان بلند شود. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">پوشک کثیف! </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">بعضی ا ز بچه‌ها به محض این‌که پوشک خود را کثیف می‌کنند داد و فریاد راه می‌اندازند. بعضی دیگر اما پر تحمل هستند و صدایشان هم درنمی‌آید. اگر نوزاد شما جزء دسته دوم است بهتر است خودتان زود به زود پوشک او را نگاهی بیندازید تا مانع از سوختگی پا‌هایش شوید. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">خواب آلودگی</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">آیا بچه‌ها خوشبخت نیستند؟ آن‌ها وقتی خسته هستند به راحتی می‌توانند بخوابند؛ هر زمانی که بخواهند و هر جایی که باشند. خب! این شاید تصور شما باشد. در واقعیت ماجرا اما خوابیدن بچه‌ها به این راحتی‌ها هم نیست که شما فکر می‌کنید. آن‌ها همیشه هم بابت خواب‌آلود بودن چشم‌هایشان را نمی‌مالند بلکه نق می‌زنند و گریه سر می‌دهند. آن‌ها را بلند کنید. شعری دلنشین را به آرامی هر چه تمام‌تر در گوششان زمزمه کنید و آهسته آهسته تکانشان دهید. اگر هم شعر بلد نیستید بهتر است با جملات دلنشین آن‌ها را خواب کنید. شما از کجا می‌دانید، شاید آن‌ها کلمه به کلمه حرف‌های شما را متوجه شوند! </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">نوزاد شما آغوش شما را می‌خواهد! </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">نوزادان بیش از آن چیزی که فکر می‌کنید به نوازش و آغوش شما احتیاج دارند. این نکته مهم را هرگز از یاد نبرید که نوزادان به شدت دوست دارند صورت پدر و مادرشان را از نزدیک ببینند صدای آن‌ها را از نزدیک بشنوند و البته به صدای تپش قلبشان گوش بدهند. نوزادان حتی دوست دارند بوی تن پدر و مادرشان مشام آن‌ها را پر کند؛ بویی که فقط مختص پدر و مادر آن‌هاست و نه هیچ‌کس دیگری. گریه آن‌ها شاید دلیلش این باشد که آغوش پدر و مادرشان را می‌خواهند. شاید پیش خودتان فکر کنید زیادی در آغوش گرفتن بچه‌ها آن‌ها را لوس می‌کند اما حداقل در چند ماه اول نوزادی اصلا چنین اتفاقی نخواهد افتاد و به واقع آغوش پدر و مادر برای بچه‌ها یک نیاز ضروری است. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">مشکلات شکمی</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">نفخ معده نوزادان از جمله مشکلاتی است که گریه‌های پر سرو صدای بچه‌ها را در پی دارد. یادتان باشد مشکل نفخ معده بچه‌ها اگر حل نشود ممکن است در طول هفته ۳ تا ۴ بار بچه‌ها را چنان آزار دهد که صدای گریه آن‌ها به آسمان بلند شود. اگر کوچولوی شما به طور معمول بعد از غذا خوردن گریه سر می‌دهد، شک نکنید که او با مشکل هوای معده که منجر به درد می‌شود، مواجه است. بهتر است قبل از این‌که سرخود از شربت‌هایی مانند گریپ‌میکسچر استفاده کنید حتما پزشک فرزندتان را در جریان بگذارید و در صورت تایید او سراغ چنین داروهایی بروید. به طور کلی روش طبیعی برای رفع نفخ معده نوزاد و جلوگیری از گریه‌های بی‌امان او این است که در چنین صورتی نوزاد را روی شکم بخوابانید و آرام آرام پشت او را مالش دهید. همچنین می‌توانید پاهای او را در همین حالت به دست بگیرید و به آرامی هر چه تمام‌تر مانند رکاب زدن دوچرخه حرکت دهید تا مشکل نفخ معده‌اش حل شود. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">کمک کنید آروغ بزند! </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">خالی کردن هوای معده یا به زبان ساده‌تر‌‌ همان آروغ زدن یک الزام نیست اما اگر کوچولوی شما بعد از غذا خوردن گریه می‌کند، شاید به کمکتان نیاز دارد تا هوای معده‌اش را از طریق آروغ زدن خالی کند. بچه‌ها معمولا وقتی از سینه مادر یا بطری شیر می‌خورند مقداری هوا را هم همراه شیر قورت می‌دهند و همین سبب می‌شود بعدا به آروغ زدن احتیاج پیدا کنند و اگر این اتفاق نیفتد صدای گریه‌شان در می‌آید! </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">یا خیلی گرمشان است یا خیلی سرد</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">مواظب باشید! اگر همواره حین عوض کردن پوشک بچه لباس او را در می‌آورید و آن وقت است که فریادش به آسمان بلند می‌شود تصور نکنید صرفا از عمل تعویض پوشک و لباس شاکی است و بابت آن گریه می‌کند بلکه ممکن است کوچولوی شما آنقدر سردش شده باشد که گریه‌اش درآمده و این اشک‌ها به واقع نشانه اعتراض باشد. یادتان باشد نوزادان معمولا دوست دارند لباس کافی به تن داشته باشند و گرم بمانند و البته نه زیادی گرم! برای این‌که در سرما و گرمای بچه‌ها دچار اشتباه نشوید، بهتر است یک نکته را به عنوان قانون همواره به یاد داشته باشید. یک نوزاد باید همیشه یک لایه لباس بیشتر از شما به تن کند. بنابراین دمای بدن او را با توجه به سرما و گرمای خودتان و میزان لباسی که می‌پوشید، تنظیم کنید. بچه‌ها به طور معمول به خاطر گرما کمتر شکایت می‌کنند اما بابت سرما حسابی شاکی می‌شوند و گریه راه می‌اندازند. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">یک چیز کوچولو</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">&nbsp;گاهی اوقات هر چه تلاش می‌کنید متوجه علت گریه نوزاد خود نمی‌شوید. در این مواقع بهتر است در بدن او سراغ یک مشکل کوچک بگردید. ممکن است یک تار موی ظریف دور انگشت شست پایش پیچیده باشد و آ‍زارش بدهد. ممکن است یک تکه از نخ لباسش به بدن او چسبیده باشد. ممکن است مارک لباسش اذیتش کند؛ یک دلیل کوچک که شاید به راحتی با چشم شما قابل رویت نباشد. تلاش کنید علت را پیدا کنید چون در غیر این صورت ساعت‌ها با چشمان معصوم و البته اشک‌آلود او مواجه می‌شوید! </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">تولد دندان‌ها</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">یکی از دلایل شایع گریه کردن‌های بیش از حد بچه‌ها تولد دندان‌های آن‌هاست. یادتان باشد که هر یک دندانی که قرار است از میان لثه‌های حساس نوزاد شما بیرون بیاید کلی درد برای او به همراه دارد. بعضی از بچه‌ها حین دندان درآوردن درد بیشتری را نسبت به بعضی دیگر تحمل می‌کنند. به طور کلی اگر گریه‌های نوزاد شما امانتان را بریده و قطع هم نمی‌شود و البته شما هم دلیلش را پیدا نمی‌کنید با انگشتان خود به آرامی لثه او را لمس کنید. اگر به قسمت سختی رسیدید بدانید که مشکل از ظهور دندان‌هاست. به طور معمول اولین دندان نوزاد در فاصله زمانی ۴ تا ۷ ماه متولد می‌شود. البته همواره این احتمال وجود دارد که دندان‌ها زود‌تر خودشان را نشان بدهند. بنابراین اصلا از این بابت تعجب نکنید. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">وقتی کسی درکشان نمی‌کند! </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">بهتر است بعضی مواقع بچه‌ها را درک کنید. آن‌ها گاهی بابت سرو صدای زیاد دور و اطرافشان کلافه می‌شوند. گاهی برای این‌که زیاد بغلشان می‌کنند، کلافه می‌شوند. گاهی برای این‌که زیاد بغلشان می‌کنند، عصبانی می‌شوند. بوسه‌ها دیوانه‌شان می‌کند! بنابراین بعضی وقت‌ها گریه‌های از ته دل نوزاد یعنی این‌که «لطفا این همه محبت دیوانه‌کننده را بس کنید!» در چنین مواقعی بهتر است مادر یا پدر، نوزاد را به گوشه خلوتی ببرند و او را در آرامش برای دقایقی در آغوش بگیرند و به آرامی تکانش دهند. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">وقتی احساس آرامش نمی‌کند! </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">اگر همه نیازهای اولیه نوزاد را بررسی کرده‌اید و بابت همه چیز مطمئن شده‌اید اما او همچنان گریه می‌کند، ممکن است مشکلی داشته باشد که این چنین آرامشش را از دست داده. دمای بدنش را کنترل کنید چون شاید تب کرده و این تب می‌تواند نشانه یک بیماری باشد. شاید یک سرماخوردگی ساده است که او را کلافه کرده است. شاید هم به توجه شما احتیاج دارد. یادتان باشد بچه‌ها گاهی صرفا برای جلب توجه شما اشک می‌ریزند. گاهی نیاز دارند شما آن‌ها را در آغوش بگیرید و به آن‌ها توجه کنید. پس لطفا به اندازه کافی به‌آن‌ها توجه کنید حتی بعضی وقت‌ها بیش از اندازه به آن‌ها توجه کنید.</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">به نقل از شهرزاد</span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"> text/html 2012-02-26T19:16:53+01:00 wikilink.mihanblog.com علی مصرف انرژی، ورزش با شکم خالی و لاغری http://wikilink.mihanblog.com/post/1148 <div style="text-align: center;"><img src="http://fa.parsiteb.com/images/normall/%D8%AF%D9%88%DB%8C%D8%AF%D9%86%20+%D9%84%D8%A7%D8%BA%D8%B1%DB%8C.jpg" alt="" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0"><br> </div> <span style="font-weight: bold;"><br> واضح و مبرهن است که نوع و مدت زمان انجام یک فعالیت جسمی تأثیر قابل توجهی بر میزان جابه‌جایی ذخیره های انرژی بدن دارد. وضعیت تغذیه ای یک ورزشکار (آماتور و غیرآماتور) نیز میزان مصرف انرژی را تغییر می‌دهد.</span><br style="font-weight: bold;"> <span style="font-weight: bold;">انجام فعالیت جسمی با شکم خالی مصرف چربی ها را برای فعالیت های عضلانی افزایش می‌دهد. بنابراین به افرادی که اضافه وزن دارند و دوست دارند لاغر شوند، توصیه می‌شود که دنبال ورزشی بروند که به لاغر شدن شان کمک کند.</span><br style="font-weight: bold;"> <br style="font-weight: bold;"> <span style="font-weight: bold;"> </span> <h3 style="font-weight: bold;">تفاوت های قابل توجه بین ورزش با شکم خالی و شکم پر</h3> <span style="font-weight: bold;"> </span> <p style="font-weight: bold;">در واقع، برای انجام یک تمرین ورزشی با شدت کم، بین افراد عادی، این فعالیت حدود 45% چربی های آنان را می‌سوزاند در حالی که بعد از هضم گلوکز، همین تمرین ورزشی نیمی از این میزان لیپید را به مصرف می‌رساند.<br><br>اگر این فعالیت با شدت بیشتری انجام شود، اثربخشی اش باز هم بیشتر خواهد بود: اگر 8 تا 12 ساعت قبل از انجام ورزش، غذایی خورده شود، مصرف گلوکز نصف خواهد شد. به طور خلاصه، انجام فعالیت ورزشی با شکم خالی نسبت به زمانی که شکم پر است یا حتی سه ساعت بعد از مصرف غذا، چربی بیشتری می‌سوزاند.<br><br></p> <span style="font-weight: bold;"> </span> <h3 style="font-weight: bold;">آیا دویدن با شکم خالی به لاغر شدن کمک می‌کند؟</h3> <span style="font-weight: bold;"> </span> <p style="font-weight: bold;">برای لاغر شدن از کجا شروع کنیم؟ بر اساس اقداماتی که توسط یک گروه از محققان فرانسوی دانشگاه پل ساباتیۀ تولوز انجام شده، بر این نتایج تأکید گردیده است:<br>در میان افرادی که دچار چاقی مفرط هستند، شرایط تمرین با شدت متعادل 47% از چربی ها را به مصرف می‌رساند، در حالی که بعد از غذا خوردن این عدد به 31% می‌رسد، حال اگر این تمرین ورزشی به طور منظم تکرار شود و همراه با یک رژیم غذایی کم کالری باشد، قطعاً به کاهش وزن منتهی خواهد شد. <br><br></p> <span style="font-weight: bold;"> </span> <h3 style="font-weight: bold;">دویدن</h3> <span style="font-weight: bold;"> </span> <p style="font-weight: bold;">با این حال، این تأثیر "سوختن چربی" محدودیت های خودش را دارد. این روش برای زمانی است که قرار باشد تمرین ورزشی با شدت متعادل انجام شود.<br>هر چه تمرین زمان بیشتری طول بکشد، بدن مقدار بیشتری از انرژی مورد نیازش را از بافت های چربی برمی‌دارد، حال اگر فرد ناشتا هم باشد، مقدار این برداشتن بازهم افزایش خواهد یافت.<br><br>واضح است که دویدن به مدت چند ساعت با ریتم متعادل و دوچرخه سواری طولانی مدت با شکم خالی بسیار بیشتر از اسکواش یا دو سرعت مفید هستند.<br><br></p> <span style="font-weight: bold;"> </span> <h3 style="font-weight: bold;">تمرین بیشتر، کالری بیشتری می‌سوزاند</h3> <span style="font-weight: bold;"> </span> <p style="font-weight: bold;">عادت دادن بدن به فعالیت جسمی با شکم خالی وضعیت اکسیژن رسانی به چربی ها را نیز بالا می‌برد و به کمک تطابق متابولیک بدن، مصرف چربی ها بیشتر خواهد شد.<br>در این مورد زنان نسبت به مردان، برتری تردید ناپذیری نشان داده اند. در واقع، هنگام انجام یک فعالیت ورزشی با شدت متعادل در بین افراد بسیار چاق، سوختن چربی ها و اکسیژن رسانی به بافت های چربی در بین زنان بهتر بوده است.<br>در نتیجه، بهتر است خانم ها به انجام تمرینات ورزشی با شدت متعادل بپردازند<br>به عبارت دیگر، زنان بهتر از مردان چربی ها را به حرکت درمی‌آورند، اما فقط هنگام انجام تمریناتی با شدت کم و متعادل.<br>به طور خلاصه، زنان نسبت به مردان شانس بیشتری برای دست یابی به تناسب اندام توسط ورزش دارند.</p> <span style="font-weight: bold;"> </span> <p style="font-weight: bold;">&nbsp;</p> <span style="font-weight: bold;"> </span> text/html 2012-02-26T19:01:25+01:00 wikilink.mihanblog.com علی راههای علاقمند کردن شنوندگان http://wikilink.mihanblog.com/post/1147 <span style="font-weight: bold;"><span lang="FA"><span lang="FA"><span lang="FA"><span lang="FA"><span lang="FA"><span lang="FA"> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><img src="http://www.mardoman.net/files/articles//76857143.jpg" alt="" hspace="0" align="bottom" border="0" vspace="0"></p><p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">همه ی ما در بعضی مراحل زندگی مجبور به سخنرانی کردن می شویم. مصاحبه ای برای کار جدیدتان است؟ سخنرانی برای ناظر یا هیئت مدیره ی شرکت محل کارتان است؟ بله، همه ی این ها سخنرانی های بسیار مهمی هستند و می توانند آینده ی شما را رقم بزنند. پس نگذارید که این فرصت ها از دست بروند بدون اینکه شانس موفقیتتان را بالا ببرید. </span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA"></span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">در اینجا به نکاتی اشاره می کنیم که هنگام سخنرانی کردن برای شنوندگانی حرفه ای و متخصص باید به خاطر داشته باشید. </span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA"></span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><strong><span lang="FA">1-<span> </span>شنوندگان را هم درگیر کنید<br></span></strong><span lang="FA">شنوندگان هم دوست دارند که وارد ماجرا شوند، نه اینکه فقط گوش کنند و حوصله شان سر برود. شما باید به آنها برای نشستن و گوش دادن به حرفهایتان دلیل بدهید. 30 تا 90 دقیقه زمان دارید تا بتوانید توجه آنها را جلب کنید. می توانید همان تکنیک قدیمی شروع کردن سخنرانی با یک جوک را به کار گیرید. اما...شاید زیاد هم ایده ی جالبی نباشد.</span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA"></span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA">اشتباه نکنید--</span><span lang="FA">مطمئناً دادن یک جنبه ی شوخی آمیز به سخنرانیتان قابل قبول است. اما اگر این جنبه را به صورت کلی وارد سخنرانی کنید با اینکه سخنرانی را با یک جوک شروع کنید بسیار متفاوت است. پس بهتر است که آن را با یک سوال آغاز کنید. این تکنیک بسیار جواب می دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث می کند. تکنیک دیگری که گه گاه توسط بعضی سخنرانان به کار گرفته می شود بردن نام بعضی از اشخاص بین حضار است. </span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA"></span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><strong><span lang="FA">2-<span> </span>سرزنده و با روح باشید<br></span></strong><span lang="FA">بهترین سخنرانان کسانی هستند که چه در حرکاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نیست که خود را پشت سکو پنهان کنید یا فقط در گوشه ای باستید. دفعه ی بعد این کار را امتحان کنید: وقتی برای یک گروه 20 نفره یا بیشتر سخنرانی می کنید، حین صحبت کردن بین شنوندگانتان راه بروید. هر از چند گاهی ایستاده و دستتان را روی شانه ی یکی از شنوندگان قرار دهید. با این کار باعث خواهید شد که توجه آنها به شما بیشتر جلب شده و به حرفهایتان دقیق تر گوش کنند. </span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA"></span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><strong><span lang="FA">3-<span> </span>صدایی تاثیرگذار داشته باشید<br></span></strong><span lang="FA">روی چیزی که می خواهید تحویل دهید، زمان بگذارید. کسی توقع ندارد که مثل یک گوینده ی تلویزیون بیایید و بروید. باید بتوانید صدایی خوشایند و سرگرم کننده تحویل دهید. هنگام سخنرانی به این چهار نکته توجه داشته باشید: تن صدایتان را هر از گاهی تغییر دهید، درجه ی صدا را بالا و پایین ببرید، سرعت صحبت کردنتان را تغییر دهید، و گاه گاهی برای تاثیر گذاری بیشتر سکوت کنید. </span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA"></span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><strong><span lang="FA">4-<span> </span>از کارهایی که باعث پرت کردن حواس شنوندگان می شود دوری کنید<br></span></strong><span lang="FA">هیچ چیز به اندازه ی این کار نمی تواند یک سخنرانی را خراب کند. چند وقت پیش مدیری را دیدم که سخنرانی اش را فقط به خاطر اینکه با پول خردهای توی جیبش بازی می کرد از دست داد. بعد از سخنرانی کسی درمورد محتویات سخنرانی او حرفی نمی زد، همه فقط می گفتند که چقدر از صدای جرینگ جرینگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. کنار گذاشتن این عادت ها کار سختی نیست. گه گاه هنگام تمرینات سخنرانیتان فیلمبرداری کنید و بعد آنرا مرور کرده و پی به عادت های آزاردهنده تان ببرید تا بتوانید آن ها را کنار بگذارید. </span><span lang="FA"> </span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><strong><span lang="FA">5-<span> </span>لباس مناسب بپوشید<br></span></strong><span lang="FA">روزی با یکی از مدیر عاملان صحبت می کردم که می گفت اولین چیزی که در برخورد با یک فرد به آن توجه می کند لباس هایش است. باید بتوانید طوری لباس بپوشید که حداقل یک پله از حضار بالاتر باشید. متوجه باشید که کفش های ارزان، شلوار جین و بلوزهای رنگی مناسب انجام یک سخنرانی نیست. به لباس پوشیدنتان خیلی دقت کنید. </span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA"></span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><strong><span lang="FA">6-<span> </span>حرف های تازه بزنید<br></span></strong><span lang="FA">از تکرار کردن داستان ها و خاطرات همیشگی پرهیز کنید. حرف های تازه بزنید. سعی کنید در سخنرانیتان جایی هم برای وقایع روز باز کنید. حتماً آن روز یا آن هفته اتفاق جدیدی افتاده است که در موردش صحبت کنید. حرف ها و مطالب تکراری شنوندگان را خسته و بی حوصله خواهد کرد. حرف های جدید برعکس آنها را راغب به گوش کردن و توجه بیشتر می کند. </span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA"></span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><strong><span lang="FA">7-<span> </span>تمرین داشته باشید<br></span></strong><span lang="FA">چندین مرتبه تمرین کردن سخنرانیتان می تواند باعث موفقیتتان شود چون معمولاً رقبایتان این کار را نخواهند کرد. معمولاً افراد فقط چند دقیقه قبل از سخنرانیشان نگاهی به نوشته هایشان می اندازند، اما سخنرانان موفق همیشه برای تمرین آن هم وقت می گذارند. یک سخنران واقعی از قبل برنامه ریزی می کند که چطور سخنرانی خود را شروع کند و چطور به پایان برساند. می دانند که چه موقع بین حضار راه بروند و دست روی شانه ی چه کسی بگذارند. می دانند که چه زمانی سکوت کرده و چه زمانی تن صدایشان را تغییر دهند. می دانند که به کجا نگاه کنند. با تمرین کردن مطمئناً سخنرانی بهتری ارائه خواهخید داد. </span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA"></span></p> <p class="MsoNormal" dir="rtl"><span lang="FA"><font size="4">موفق باشید<br>ــــــــــــــــــــ<br></font></span><span lang="FA">با اجرای این نکات مطمئناً موفق خواهید شد که توجه حضار و شنوندگان را کاملاً به خود معطوف کرده و سخنرانی عالی تحویل آنها دهی</span></p></span></span></span></span></span></span> </span> text/html 2012-02-25T06:25:18+01:00 wikilink.mihanblog.com علی راه هایی برای کنترل احساسات در محل کار http://wikilink.mihanblog.com/post/1146 <div style="text-align: center;"> <img src="http://www.mardoman.net/files/articles//79486112.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"><br></div><span style="font-weight: bold;">همه ی ما با افرادی روبه رو شده ایم که کنترل احساساتشان را سر کار از دست می دهند، درها را می کوبند، سر همکاران یا مشتریان فریاد می زنند و چیزهایی میگویند که خیلی زود پشیمان می شوند. اشخاصی را دیده ایم که در جلسات کاری نمیتوانند جلوی عصبانیت خود را بگیرند چون با عقاید و نظراتشات مخالفت شده است یا اینکه فرد دیگری را به جای آنها نشانده اند. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">از وقتی بچه بودیم به ما می گفتند "مثل یک مرد رفتار کن" و جلوی فوران احساساتت را بگیر، حال می بینیم که بسیاری از همکارانمان سر کار به خاطر عدم توانایی در فرو نشاندن خشم و عصبانیت و احساساتشان دست به از بین بردن خود و اعتبارشان می زنند. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">در اینجا می خواهیم به نکاتی اشاره کنیم که با کمک آنها می توانید جلوی احساسات منفی و عصبانیت هایتان را سر کار بگیرید و همچنان موفق سر کار خود باقی بمانید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">1- کمی قدم بزنید تا عصبانیتتان فروکش کند</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">در طی یک جلسه کاری، وقتی کسی از سبک مدیریت یا بخش تحت اداره ی شما ایراد می گیرد، عصبانی نشوید. وقتی می بینید که در صدد خشمگین شدن هستید، خود را از آن محل دور کنید. بهانه ای بیاورید و از جلسه بیرون روید تا بتوانید عصبانیتتان را فروکش دهید. اگر برای فروکش کردن خشمتان به خود فرصت دهید می توانید کنترل احساساتتان را دوباره به دست آورید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">2- قبل از نشان دادن هرگونه واکنش، توضیح بخواهید</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">با پرسیدن سوال های مختلف وقت را بگذرانید. می توانید از صحبت های دیگران استفاده کرده و سوالاتی از آنها بپرسید. با این کار به آن فرد زمان می دهید که اشتباه خود را تصحیح کند. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">3- از قانون 10 ثانیه ای استفاده کنید</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">هیچ عکس العملی نشان ندهید. اگر می بینید که در یک جلسه ی کاری یا پشت تلفن می خواهید کنترل خشمتان را از دست بدهید، با خود تا 10 بشمارید تا از عصبانی شدنتان جلوگیری شود. قبل از نشان دادن هرگونه واکنش، واقعیات را بررسی کنید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">4- با کسی که می تواند آرامتان کند حرف بزنید</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">همیشه کسی را برای درد دل کردن و تکیه کردن داشته باشید، چه داخل و چه خارج از محل کار. در این مواقع سعی کنید که با او بیرون رفته و کمی صحبت کنید. درست نیست که همه ی احساساتتان را در خود نگاه داشته و بیرون نریزید. با این کار سلامتی خودتان به خطر خواهد افتاد. با دوستی صمیمی در مورد این مشکلات صحبت کنید تا او آرامتان کرده و کنترل خود را دوباره بازیابید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">5- برای از بین بردن عصبانیتتان ورزش کنید</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">اجازه ندهید که تصویر کاریتان با عصبانی شدن و از دست رفتن کنترلتان مخدوش شود. در این مواقع ورزش کمک بسیار خوبی است. به باشگاه بروید و کمی ورزش کنید. مطمئناً همه چیز را فراموش خواهید کرد. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">6- ببینید چه چیز باعث عصبانیتتان می شود</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">آگاه باشید که در چه موقعیت هایی کنترل خود را از دست داده و عصبانی می شوید. وقتی فهمیدید که چه چیز منجر به عصبانیتتان می شود در صدد جلوگیری از ایجاد چنین موقعیت هایی برآیید. با اینکه یاد بگیرید که چطور با این موقعیت ها کنار بیایید تا موقعیت کاریتان خدشه دار نشود. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">7- همکارانتان را بشناسید</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">ببینید رفتار هر کدام از همکارانتان چه علائمی دارد. ممکن است خیلی از حرفهای آنها که برای شما مثل انتقاد می ماند، در واقع حکم شوخی داشته باشد. با شناختن شخصیت و رفتارهای همکارانتان، بهتر می توانید با انتقادات آنها کنار آمده و خشم خود را کنترل کنید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">8- واکنش افراد دیگر را پیش بینی کنید</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">زمانی که می خواهید کار جدیدی را در اداره انجام دهید، واکنش و عکس العمل همکارانتان را پیش بینی کنید. با این کار می توانید بهتر با انتقادات و ایرادهای آنها پس از انجام کار کنار بیایید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">9- خود را برای حفظ آرامش آماده کنید</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">زمانی که می خواهید سخنرانی انجام دهید، خود را برای هر نوع سؤال و انتقادی آماده کنید. با این کار می توانید حین ایراد انتقادات سایرین آرامش خود را حفظ کرده و به درستی پاسخ منتقدین را بدهید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">10- قبل از نوشتن هر ایمیل نامحترمانه کمی صبر کنید</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">هیچگاه به دیگران بی احترامی نکنید، حتی اگر حق با شما باشد. آسان است که اجازه بدهیم ابرهای تیره جلوی قضاوتمان را بگیرد. قبل از ارسال هر ایمیل نامحترمانه در پاسخ به انتقادات سایرین یک روز صبر کنید. روز بعد دوباره آن را خوانده و تجدید نظر کنید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">11- در پایان هر روز خشمتان را دور بیندازید</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">یاد بگیرید که با ترک اداره، عصبانیت های خود را نیز دور بریزید. بعد از کار به کارهایی بپردازید که به آن علاقه داشته و لذت می برید. با دوستانتان بیرون بروید، یا تلویزیون تماشا کنید، با این کار استرستان را از بین خواهید برد. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">12- برای طغیان های عصبی خود عذرخواهی کنید</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">با وجود اینکه قصد بدی نداشته اید، درست نیست که جلسات اداری را با عصبانیت ترک کنید. اگر در حین جلسه عصبانیتتان باعث شده که به کسی بی احترامی کنید، از او معذرت بخواهید. لزومی ندارد که برای عصبانیت خود توضیحی بیاورید، فقط گفتن "من رفتار بدی داشته ام و عذر می خواهم" کافی است تا همه ی سوء رفتارها را از بین ببرد. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">مثل یک مرد رفتار کرده و جلو بروید</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">مدیران خوب با شخصیت های استوار، احساساتی قوی نیز دارند. این به این معنی نیست که می توانید اجازه بدهید احساساتتان بر شما غلبه کنند، قضاوت هایتان را تیره کرده و ایجاد مشکل کنند. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">با شناسایی علائم عصبانیتتان، می توانید آسان تر بر آنها چیره شوید، حتی بدون اینکه کسی بفهمد. احساسات منفی خود را با اعتماد به نفس جایگزین کنید و تعادل احساساتتان را حفظ کنید. در این مسائل عجله نکنید. سالها طول می کشد تا آبرو و اعتبار جمع شود اما برای از بین رفتن آن فقط ثانیه ای کافی است. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;"> </span> text/html 2012-02-25T06:23:46+01:00 wikilink.mihanblog.com علی فاکتور های موفقیت شغلی http://wikilink.mihanblog.com/post/1145 <div style="text-align: center;"><img src="http://www.mardoman.net/files/articles//9474311.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"><br></div><span style="font-weight: bold;">بـرای داشـتن شرکتی موفق باید استعداد، طرز برخـورد، و اهـداف مخـتــلف در نظر گرفته شود. بیشتر افراد معمولا از مـقـوله تـبـلیغـات چــشم پوشی می کنند، در حالیکه این مــورد بخصوص خود یکی از عوامل مهم بموفقیت رساندن بسیاری از بزرگان امر تجارت می باشد. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">برای رسیدن بـموفقیت باید خود را با تمام وسایل موفقیت افـراد حـرفه ای مـــجهز کنید. البته منظور ما این نیست که تمام درها و دیوارهای دفترکار خود را با مدارک دانشگاهی و افـتخارات تحصیلی و آموزشگاهی پر کنید. داشتن دیپلم های جور واجور چیز خوبی است، اما به شما هیچ کمکی نمی کنند که بتوانید بازده کاری را بالا ببرید و فرد کارآمدی جلوه کنید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">شما نیاز به چیزهای بیشتری دارید؛ در جهانی که ظواهر همه جا را احاطه کرده اند، لوازم جانبی و طریقه استفاده از آنهاست که موفقیت و شکست شما را نمایان می سازد. چنین امکاناتی به اندازه تحصیلات مهم هستند. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">به حساب آوردن مسائل جزئی</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">موکلین پر توان، کارفرما، مشتری، رؤسا به دنبال فرد فعالی هستند که توانایی عمل کردن را داشته باشد. این توانایی به منزله نقطه عطفی در زندگی به شمار میرود و باعث ایجاد تمایز بین شما و سایرین شده در آخر نیز برایتان شهرت و شکوه را به ارمغان می آورد. من نام این قبیل نکات را "کیت موفقیت شغلی" گذاشته ام. شما نباید هیچ گاه منزل خود را بدون آنها به مقصد کار ترک نمایید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">شاید هزینه تهیه برخی از آنها از سایرین کمی بیشتر باشد؛ اما این موارد جزء سرمایه گذاریهایی هستند که به هیچ وجه نمی توان از آنها صرف نظر کرد. برای اینکه شبکه ارتباطی شما به درستی پی ریزی شود، باید تمام تجهیزات لازم برای برقراری ارتباط را به همراه خود داشته باشید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">4 وسیله مورد نیاز یک تاجر</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">به خاطر داشته باشید که 4 وسیله ذکر شده در این بخش نقش مهمی را در موفقیت شغلی فرد ایفا می کند. سعی کنید همیشه یک دست کت شلوار شیک بپوشید، کفش های واکس زده به پا کنید و یک کیف سامسونت به دست گیرید. البته این موارد جزء اولویت های مقدماتی هستند و بعد از آن نیز موارد زیر را که به نام "4 شگفت انگیز" مشهور هستند، رعایت کنید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">کارت ویزیت</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">کارت های ویزیت برگ برنده هر موسسه بزرگ بازرگانی به شمار می روند. آنها به عنوان شناسنامه و برگ تعیین هویت و اصالت کارخانه ها هستند. و از آنجایی که چهره شغلی باید کمی محافظه کارانه باشد به همراه داشتن کارت انتخاب زیرکانه ای است. به عبارت دیگر : آنرا جدی بگیرید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">به نکات اساسی توجه کنید (مثل نام، عنوان، نام شرکت، و شماره تلفن و آدرس و پست الکترونیک) در حالی که رویدادهای ناخواسته را نیز کنترل می کنید. (مثلا کارت شما نباید تا شود و یا لکه های چربی بر روی آن ریخته شده باشد.) در انتخاب نوع کاغذ نیز دقت کنید و از خود خساست به خرج ندهید. به خاطر داشته باشید که چون کارتها می توانند ساختمان شغلی شما را پا بر جا نگه دارند به همین دلیل باید یک کاغذ با کیفیت انتخاب کنید، مثل کتان. این یک اجبار است. همچنین مطمئن شوید که جنس آن طوری است که به راحتی می توان روی آن نوشت. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">اجازه دهید که دیگران از شما درخواست ارائه کارت کنند و همینطوری یکدفعه کارت های خود را به آنها ارائه نکنید. کارت های خود را باید درون یک جعبه درجه یک قرار دهید و کارت هایی را که دیگران به شما می دهند هم درون همان جعبه بگذارید. با این کار نه تنها آنها را گم و گور نمی کنید، بلکه افرادی که شما از آنها کار دریافت کرده اید، احساس می کنند که شما برایشان اهمیت خاصی قائل هستید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">کار پیرا (اُرگنایزر) </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">چه همان صورت جلسه های سنتی را ترجیح دهید چه یک ارگانایزر دیجیتالی، به هر حال هر کسی نیاز به چیزی دارد تا از آن طریق بتواند اطلاعات مهم را نگهداری کرده و قرارهای ملاقات مهم آینده را نیز در آن ذخیره کند. هر چند استفاده از تکنولوزی جدید فواید خاص خود را داراست: به راحتی می توانید اطلاعات ضروری را دانلود کنید، و اگر دستگاه شما دچار اشکالی شود به راحتی قابل تعمیر و یا جایگزینی است. به شما اجاره می دهد که به راحتی اطلاعات مربوط به یک فرد خاص را به روز (آپدیت) کنید. جستجو در آن به راحتی انجام می پذیرد و شما می توانید دسترسی آسان به تمام اطلاعات داشته باشید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">به یاد داشته باشید که حتما به اندازه کافی حافظه جانبی خریداری کنید؛ یک شارژر در دسترس داشته باشید. یک نشان ثابت برای گروه بندی افراد مختلف انتخاب کنید. (مثلا نام/نام خانوادگی، نام شرکت و غیره.) اگر نگوییم تمام ارگانایزرها اما تعداد زیادی از آنها دارای ساعت هشداردهنده نیز می باشند، که شما می توانید به راحتی از آن استفاده کنید. در آ خر باید برنامه خود در آغاز هر صبح نگاه کوتاهی کنید و برنامه خود را مطابق با آن تنظیم نمایید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">موبایل</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">جزء جدا نشدنی هر فرد حرفه ای تلفن همراه می باشد. این وسیله به شما امکان می دهد که در هر ساعت از روز و در هر کجا توانایی دسترسی به مشترکین خود را پیدا کنید. و نه تنها شما همیشه در دسترس خواهید بود، بلکه تلفن وسیله مناسبی است تا بتوانید شماره های ضروری خود را در حافظه آن ذخیره کنید. برخی مدل های جدید گوشی های تلفن همراه امکانات بیشتری از یک تلفن معمولی را به شما ارائه می دهند. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">از شارژ موبایل خود اطمینان خاطر پیدا کنید تا خدای نکرده تلفن های ضروری را از دست ندهید. برای تلفن هایی که مکررا از آنها استفاده می کنید از حافظه صوتی استفاده کنید تا با ذکر نام افراد عمل شماره گیری انجام شود. و لطفا چند هزار تومان ماهیانه را پرداخت کنید تا تلفن شما به سیستم voice mail نیز مجهز گردد. شاید وقتی رئیستان به شما احتیاج پیدا می کند شما در حال رانندگی در داخل یک تونل باشید در اینجا تنها چیزی که به داد شما می رسد تلفن همراه است. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">خودکار با کلاس</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">خودکار شاید فقط یک خودکار باشد اما چه احساسی به شما دست می دهد اگر وکیل و یا یک حسابدار برگه های شما را با یک خودکار 200 تومانی امضاء کنند؟ اصلا نیازی به گفتن نیست چرا که شما جذب فرد مورد نظر نمی شوید. خودکار شما به منزله امضای شماست و به همین دلیل شما باید این کار را با ظرافت کامل انجام دهید. برای مثال خودکار مونتبلانش یک انتخاب عالی است و جوهر آن نیز بر روی کاغذ پخش نمی گردد. هر وقت هم که جوهر آن تمام شد فقط کافی است مغزی را تعویض نمایید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">راهنمای خرید خودکار ساده است:</span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">مدل های ظریفتر را خریداری کنید</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">از آن در محل خنک نگهداری کنید (تا جوهر آن از بین نرود و پس ندهد)</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">مطمئن باشید که می نویسد </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">خودکار شما همانند تلفن همراه زمانی که به آنها نیاز پیدا کنید، حرف اول را می زند. اضافه کردن یک امضای ظریف هنر دیگری است که شما را از سایرین متمایز می نماید. حتی اگر برای خرید لوازم تحریر مناسب مجبور هستید یک کیلومتر راه بروید این کار را انجام دهید چراکه ارزشش را دارد. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">آماده باشید</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">ـــــــــــــــــ</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">"کیت موفقیت شغلی" به شما کمک می کند که همیشه در دسترس باشید و ارزش بیشتری به شما می بخشد و باعث می شود تا در نظر تمام مشترکین خود محترم تر جلوه کنید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">در این جا باید ذکر کنم که تمام موارد بالا را باید به عنوان ضروریات کار خود در نظر بگیرید و نه به عنوان وسایل حاشیه ای که می توانید توسط آنها تاثیر گذارتر و با نفوذتر جلوه کنید. هر کسی می تواند یک گوشی همراه مدل بالا و خودکار خوبی خریداری کند اما اینکه چگونه می تواند از آنها به درستی استفاده کند تا از آن طریق از پله های نردبان موفقیت شغلی بالا رود، بحث دیگری است. </span> text/html 2012-02-25T06:18:55+01:00 wikilink.mihanblog.com علی طرز تفکر یک مدیر عامل http://wikilink.mihanblog.com/post/1144 <img src="http://www.mardoman.net/files/articles//53486710.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"><br><span style="font-weight: bold;">ممکن است هنوز مدیر عامل نشده باشید، اما دلیل بر این نیست که نمی توانید دو سه چیز هم از رئیستان یاد بگیرید. اگر یاد بگیرید که چطور مثل یک مدیر عامل رده بالا فکر کنید، هیچوقت عقب نخواهید ماند. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">در اینجا به چند طرز تفکر مدیر عاملی اشاره می کنیم. باز به یاد داشته باشید: حتی اگر مدیر عامل هم نباشید، این طرز تفکر ها می تواند به شما کمک کند. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">1- تصویر بزرگ را ببینید </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">اسیر کارهای روزمره تان نشوید. اگر هر روزتان مثل دیروز است، باید فکری به حال آن کنید. همیشه به خود یادآوری کنید که دلیل کار کردنتان چیست. برای خود هدف بسازید. (و وقتی به اهداف خود رسیدید برای خود جایزه تعیین کنید.) سعی کنید مسئولیت های مختلفی در اداره بگیرید تا کارتان از یکنواختی در بیاید.</span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">برای مثال، اگر چند روز در هفته کار می کنید، این برنامه کاری ممکن است برایتان خسته کننده شود. اما دیدن نتایج مثبت پایانی، و گاه گاهی به خود مرخصی دادن از یکنواختی و خسته کنندگی آن کمتر می کند. نکته اینجاست که در کار همیشه باید تصویر بزرگ را ببینید، نه هیچ چیز دیگری... </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">2- انجام کارها را اولویت بندی کنید </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">شما نمی توانید همه ی کارها را در یک زمان انجام دهید. بنابراین باید انجام کارهای خود را اولویت بندی کنید. همیشه یک یا دو کار را در راس بقیه بگذارید. برای همه ی کارهای خود زمان تعیین کنید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">3- خلاقیت داشته باشید </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">حتی چند ساعت هم که شده در هفته وقت بگذارید و خلاقانه فکر کنید، سعی کنید برای توسعه دادن کارتان راه های جدیدی پیدا کنید. خلاقیت همیشه خوب است، چه سر کار و چه در خانه. با خلاقیت می توانید دنیای جدیدی بسازید، و دیگر کارها برایتان یکنواخت و خسته کننده هم نخواهد بود. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">4- مسئولیت پذیر باشید </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">مسئولیت همیشه به معنای قدرت نیست، به معنای داشتن تصمیم گیری های هم خوب و هم بد است. یک رئیس خوب کسی است که به جای گذشتن از اشتباهات، با آنها سر و کله می زند. اگر شما رئیس هستید و شرکتتان در یک پروژه شکست می خورد، این شکست متعلق به شماست، نه متعلق به افراد پایین دست شما. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">مسئولیت پذیر بودن همانقدر که در کار مهم است، در زندگی خصوصیتان هم مهم است. اگر سعی کنید مسئولیت اشتباهاتتان را بپذیرید و در صدد جبران آنها برآیید، همیشه موفق تر خواهید بود و احترام بیشتری نیز کسب خواهید کرد. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">5- به دقت برای کارهایتان نماینده تعیین کنید </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">از آنجا که شما نمی توانید همه ی کارهایتان را خودتان انجام دهید، یاد بگیرید که به کارمندانتان اطمینان کرده و مسئولیت انجام بعضی کارهایتان را به آنها واگذار کنید. اگر می بینید که یکی از کارمندانتان می داند که چطور امور مالی شرکت را اداره کند، بگذارید امتحان کند و شما به سایر کارهایتان برسید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">روی توانایی های همه کار کنید. اگر کارها را بر اساس توانایی های کارمندانتان به آنها واگذار کنید، مطمئناً وضعیت شرکت را بسیار بهتر خواهید کرد. بعضی از این تصمیم گیریهایتان ممکن است باعث علاقه ی افراد به شما نشود، اما آینده ی شرکت را مثبت تر خواهد کرد. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">6- عملکردتان را نشان دهید </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">نشان دادن توانایی هایتان به اندازه ی داشتن این توانایی ها مهم است. اگر یک متخصص هستید، انتظار می رود که طریقه ی لباس پوشیدنتان هم مثل یک فرد متخصص باشد. البته نمی گویم که طریقه ی لباس پوشیدنتان باعث می شود بهتر کار کنید، اما می تواند به شما قدرت اعتماد به نفس دهد. در مورد مهارت های حرف زدن نیز وضع به همین منوال است. اگر مرتباً در حرف زدنتان اشتباه داشته باشید، کم کم کسی دیگر به حرفهایتان گوش نخواهد کرد. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">7- از عهده ی کارهای شاق هم برآیید </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">اگر رئیس شما نیستید، از انجام کارهای سخت ابا نداشته باشید و هر کاری که به شما واگذار می شود را بدون شکوه و شکایت انجام دهید. اما اگر رئیس شما هستید، باز هم همینطور عمل کنید. اگر گاهی کار یکی از زیر دستانتان به شما می افتد و مجبور به انجام آن کار هستید، ابایی نداشته باشید. انجام آن کار مهم است پس دست به کار شوید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">8- کار افراد بالا دستتان را هم یاد بگیرید </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">هر کسی برای خود رئیس دارد. اگر مدیر عامل شرکت هم شما باشید باز هم کسی بالا دست شما هست. باید یاد بگیرید که بالا دستی هایتان هم چطور کارهایشان را انجام می دهند. تا آنجا که می توانید باید در این زمینه اطلاعات جمع آوری کنید. اگر بدانید که چطور کار افراد بالاتر از خود را انجام دهید به دیگران این تفکر را می دهد که بعد از او شما بهترین کس برای دستیابی به آن پست هستید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">9- موفقیت هایتان را جشن بگیرید </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">همه ی مدیر عامل ها این کار را نمی کنند، اما باید بکنند. موفقیت چیزی نیست که همه به دست آورند و بسیار نادر است. یک مدیر عامل خوب باید این خوشحالی را بقیه افراد و کارکنانش سهیم شود و به آنها نیز پاداش دهد. این کار به آنها انگیزه ای قوی برای ادامه ی کار خواهد داد. پس اگر موفقیتی عایدتان شد یا ترفیع رتبه گرفتید، فراموش نکنید که همکارانتان را یک شب شام مهمان کنید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">هدفمند جلو روید</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">ــــــــــــــــــــــــــــــــ</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">آسان است که موقعیت فعلیتان را با موقعیت ایدآلتان مقایسه کنید. ببینید الان کجا هستید، و در آینده به کجا می خواهید برسید. این کار به شما انگیزه می دهد. برای خودتان ایجاد هدف کنید و بعد در صدد رسیدن به آن هدف برآیید. ابزار و امکانات لازم برای رسیدن به هدفتان را فراهم کنید و با انگیزه جلو بروید. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;"> </span> text/html 2012-02-24T14:25:59+01:00 wikilink.mihanblog.com علی همه ما در زندگی فرد دروغگویی را سراغ داریم http://wikilink.mihanblog.com/post/1143 <div style="text-align: right;"><img src="http://www.mardoman.net/files/articles//233135222.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"><br></div><span style="font-weight: bold;">همه ما در زندگی فرد دروغگویی را سراغ داریم. یک لاف زن حرفه ای. فردی که حتی اگر تلاش هم کند، باز هم نمی تواند از دروغ گفتن دست بردارد. او در مورد هر چیز و همه چیز دروغ می گوید. تعداد خانم هایی که با آنها قرار ملاقات گذاشته، مسائل کاری، استعدادهایش، تحصیلات و در یک کلام همه چیز. او می خواهد با این کار خودش را بزرگتر جلوه داده و در دیگران تاثیر بگذارد. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">دلیل دروغگویی هر چیزی که باشد، کسی به این قبیل افراد احترام نمی گذارد. هیچ کس روی آنها حساب باز نمی کند و برای شخصیتشان نیز ارزش قائل نیست. من این کلام را بارها و بارها تکرار کرده ام: مرد است و حرفش. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">توانایی تشخیص دروغ</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">اعماق وجود بیشتر انسانها پاک و محجوب است. آنها هر چقدر هم که تلاش کنند و&nbsp; دروغی بگویند که به اصطلاح مو لای درزش نرود، باز چشمانشان گویای تمام حقایق است. چشم ها هیچ گاه دروغ نمی گویند. اگر شما یک تبه کار حرفه ای هم باشید، چشمانتان هیچ گاه نمی توانند کسی را فریب دهند. پس چرا خودتان را بیهوده به زحمت می اندازید؟ </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">من می توانم یک فرد دروغگو را زودتر از هر کسی شناسایی کنم. به راحتی توانایی تشخیص حقیقت را پیش از اینکه هیچ حرفی رد و بدل شود دارم. حرکات بدن گویای تمام حقایق هستند. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">اما اگر مطمئن هستید که آنها در روز روشن در حال دروغ گفتن هستند، نباید به سرعت عکس العمل نشان دهید. این کار باعث می شود که فرد مقابل احساس شرمندگی و خجالت زدگی کند؛ او فقط می خواهد به نوعی خود را در جلوی چشم همگان بزرگ تر جلوه دهد. (بعد از همه این حرف ها، به هر حال روزی فرا می رسد که یک فرد لاف زن از کرده خود پشیمان می شود، حالا چرا شما فردی باشید که او را به شرمندگی می رساند؟) </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">گاهی اوقات بهتر است به شخص دروغگو نشان دهیم که فقط به خاطر دلایل ضمنی خودمان، دروغش را می پذیریم. این کار باعث می شود که او کمی بترسد و دفعه آینده دروغ نگوید. معمولا انسان ها خیلی مودب تر و با سیاست تر از این هستند که بخواهند کسی را دروغگو بخوانند به همین دلیل آدم های دروغگو توانایی هایشان را دست بالا می گیرند و هر روز بیش از پیش دروغ می گویند. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">برخی افراد نمی دانند چگونه دروغ بگویند</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">به طور کلی بیشتر افراد دروغگوهای ماهری نیستند. چرا؟ به این دلیل که همیشه اشکالاتی در داستانهایشان وجود دارد. به عنوان مثال اگر مرخصی استعلاجی می گیرید، پس چرا روز بعد سرحال و شاداب سر کار آماده می شوید؟ دلیلش این است که این جور افراد توانایی دیدن دورنمای بزرگتر را ندارند. آنها نمی دانند که چگونه باید بر روی سخنان کذبشان درپوش بگذارند به همین دلیل همیشه دستشان رو می شود. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">من کارمندی داشتم که وظیفه داشت هر هفته گزارشات تحقیقاتی را برایم مهیا کند. روی میزم، هر دوشنبه، درست مثل ساعت. یک روز او دیر حاضر شد، در حالیکه هیچ چیز در دست نداشت وارد اتاق شد و داستانی ساختگی برای عدم جمع آوری اطلاعات برایم تعریف کرد. جدا از اینکه هر بهانه ای هم که می آورد (اصلا به من مربوط نبود که چرا نتوانسته) او به من دورغ هم می گفت. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">کارمند عزیز ما به جای جمع آوری اطلاعات یک هفته در شمال مشغول ماهیگیری بوده. آیا فکر نمی کرد که من می توانم به راحتی حقیقت را دریابم؟ او مثل یک کبک سرش را به داخل برف فرو برده بود و تصور می کرد که دیگران نیز توانایی دیدن هیچ چیز را ندارند. بهانه های او واقعا واهی و غیر قابل باور بودند. من قبلا فکر می کردم جوان فعال و پر کاری است، اما در آن زمان از چشمم افتاد و کسی جز یک دروغگو نبود. او فقط می خواست مثل یک مرد رفتار کند، اما توانایی آن را نداشت. البته من اجازه پیش روی را از او سلب نکردم، اما به راستی لنگان لنگان تا کجا می توان جلو رفت؟ </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">یکی دیگر از کارکنانم روزی برایم یک دست کت شلوار با مارک "آرمانی" هدیه آورد. من از او پرسیدم که اصل است یا خیر (در صورتیکه می دانستم مارک لباس قلابی است) اما او با کمال خونسردی گفت اصل است و افزود "من آن را از یکی از عمده فروشی های آرمانی خریداری کردم و فروشنده به من اطمیان خاطر داد که جنس اصلی است." به هر حال چه کارمند من دروغ می گفت، چه عمده فروش آنقدر کودن بوده که جنس اصل و فرع را تشخیص نمی داده، در اینجا شناسایی کاذب کمی دشوار به نظر می رسد. به نظر شما احتمال دروغگویی کدامیک بالاتر است؟ </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">بله دقیقا، خیلی خوبه، دارید یاد میگیرید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">قبول اشتباهات، صداقت</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">برخی بیش از اندازه نادان هستند، ذهنشان کار نمی کند، توانایی های خود را بیش از اندازه بالا تصور می کنند و فکر می کنند که در مرکز توجه جهان قرار دارند. آنها تصور می کنند که با اتکا به دروغ به راحتی می توانند خودشان را از شر تمام مشکلات خلاص کنند، اما در نهایت دود این کار وارد چشمان خودشان می شوند. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">زمانی که دروغ می گویید نه تنها ارزش شما در نظر اطرافیانتان از بین می رود، بلکه انسانیت شما نیز نابود می شود. گفته هایتان حقیقت ندارند، همه آنها وهم و فریب هستند. در این حالت چگونه می توانید انتظار داشته باشید که دیگران شما را جدی بگیرند؟ </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">اگر کسی دروغ بگوید چیزی نمی گذرد که به او برچسب دروغگویی می چسبانند و نام چوپان دروغگو بر او می گذارند. همه چیز برایتان تمام خواهد شد. زمانیکه در شرایطی گیر می کنید که برای رهایی از آن مجبور هستید اندکی قوه تخیل خود را به کار بیندازید، بهتر است دهنتان را ببندید و چیزی نگویید. به جای دروغ گفتن به اشتباهاتتنان اعتراف کنید و تا در نظر همگان بزرگتر جوه کنید. صادق باشید و همه مردم را نیر به صداقت فرا خوانید. هر کاری که انجام دهید نتیجه آن را بزودی می بینید حال چه در شغل چه در زندگی خانوادگی. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">بیاد داشته باشید که چینی ها دور زمان را به صورت یک چرخه در نظر می گیرند که همه چیز روزی به سمت جایگاه اولیه خود باز می گردد؟ این حقیقت دارد. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">حرف ها و دروغ هایی که از دهانتان خارج می شود درست مثل شمشیری است که به دست دشمن می دهید، پس هیچ گاه به دست افراد سلاحی ندهید تا در آینده بر علیه خودتان از آن استفاده کنند. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">دروغ گفتن به خانم ها </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">یک استثنا برای قانون "اصلا دروغ نگویید"، خانم ها هستند </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">اگر دروغ مصلحتی نگویید (مانند تعریف از هیکل، دست پخت، علاقه به مادر زن،...) در زندگی نمی توانید به هیچ خانمی نزدیک شوید. این به این دلیل نیست که کذب خوب است بلکه دلیل آن این است که دنیای خانم ها متفاوت بوده و قانون های مخصوص به خود را دارد. بدون دروغ حقیقت زیاد میشود که اکثر آنها نیز جزء حقایق تلخ به شمار می روند. بین خودمان بماند اما خانم ها مانند آقایون توانایی تحمل تمام حقایق را ندارند. طبیعت آنها این چنین سرشته شده است. بهتر است شکایت خود را به درگاه خداوند ببرید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">توجه کنید، شاید کمی دردناک باشد، اما حقیقت دارد. این مقاله مربوط به ملاقات خانم ها و آقایون نیست، مقاله ای برای صاحب اختیار کردن و قدرت بخشیدن به شما در مسایل شغلیست. فکر نکنید که نباید به خانم ها احترام بگذارید و هر طوری که دلتان خواست با آنها رفتار کنید. فقط می خواستم برای شما این مطلب را روشن کنم که قوانین دنیای تجارت با دنیای عشق و علاقه کمی متفاوت است. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">نکاتی برای شناسایی افراد دروغگو </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">تصور کنید که شما همین دیروز متولد شده اید و نامتان هم " گول خور" است. در این قسمت نکاتی است تا اگر کسی در حال دروغ گفتن به شما بود بتوانید خیلی سریع آنرا تشخیص دهید: </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">چشم ها. چشم طرف مقابل را بخوانید. اگر آنها بی قرار بود و مردمک چشم بیش از اندازه گشاد شده بود نشانه از دوغگویی است. اگر تمام مدت پایی را نگاه می کرد و یا چشمش به این طرف و آنطرف بود و هیچ گاه مستقیما به چشم های شما خیره نمیشد بدانید که که حرف هایش کذب محض است. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">اگر جلوی دهان و یا قسمت های دیگر صورتش را می گرفت. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">پیشینیان اعتقاد داشتند که هر گاه کسی بینی خود را بخاراند در حال دروغ گفتن است. من خرافاتی نیستم اما یک انسان راستگو هیچ گاه زمان پاسخ به پرسش ها بینی خود را نمی گیرد، فین فین نمی کند و آنرا نمی خاراند. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">اگر به این طرف و آن طرف حرکت می کرد تا به نحوی در تمرکز شما نسبت به موضوع مورد بحث اختلال ایجاد کند. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">من من کردن و بعد درست کردن کلمات (شاید این اتفاق برای خودتان هم پیش آمده باشد در چنین شرایطی اصلا لازم نیست که بر گردید و کلمات غلط تلفظ شده را مجددا تکرار کنید) </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">اگر تنها اشاره مختصری به جزئیات قضیه می شود و همان حرف ها را برای متقاعد کردن خودش چندین بار تکرار می کند. او خیلی مشکوک به نظر می رسد درست مثل یک وکیل در زمان دفاع از متهم. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">داستان او پیچیده و تا حدی تحریف شده است و باعث گیج شدن می شود . </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">دائما در حال تغییر دادن موضوع مورد بحثی است، پرسش های انحرافی می پرسد و به سوالات شما را نیز پاسخ نمی دهد. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">همیشه در زمان جواب دادن به سوالات از جمله "آیا تو به من اعتماد نداری" استفاده می کند. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">سوالاتی را که به نفعشان نیست نمی شنوند. چی؟ آیا در عرض 10 ثانیه راه گوششان مصدود می شود؟ آنها زمانی که از شما خواهش می کنند تا سوال خود را مجددا تکرار کنید، زمانی پیدا می کنند تا به گفته های کذبشان شاخ و برگ دهند. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">جزئیات پس از چند روز از این رو به آن رو می شود (دوباره اگر یک چنین اتفاقی برای خود شما افتاده باشد، حتما به یاد می آورید که جزئیات را بارها و بارها عوض کردید) چند سال بعد در مورد همان داستان از او سوال کنید، آنگاه با تلی از دروغ های مختلف روبرو خواهید شد. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">همش همین بود.</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;"> </span> text/html 2012-02-24T14:23:03+01:00 wikilink.mihanblog.com علی پول و دوستان را نمی توان با هـم داشـت http://wikilink.mihanblog.com/post/1142 <img src="http://www.mardoman.net/files/articles//nn.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"><br><span style="font-weight: bold;"><br>"یـک راه حـاضـر آمـاده برای از دست دادن دوستانتان، پـــول قرض دادن به آنها است. راه حاضر آماده ی دیگـر پول قرض ندادن به اوست. "—جرج جین ناتان </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">کاملاً مشخص است که پول و دوستان را نمی توان با هـم داشـت. نـمــی دانم چقدر در دوستیتان صمیمی</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">هـستید، اما وقتی صحبت پول می رسد، دوستی ها هـمیـشه کـنـار رفـتــه و نفس انسان ها جلو می آید.</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">زمانی که در مورد پول یا مسائل مالی صحبت می کنید، هیچگاه خوب تمام نمی شود. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">صدها بار در زندگی با این مسئله روبه رو شده ام. دو مرد محترم و دو دوست صمیمی چطور از برادران خونی به دشمنان خونی تبدیل می شوند. چرا؟ چون یکی از آنها پولی داشته است که متعلق به دیگری بوده است، حال ممکن است این پول قرض یا سود یک معامله بوده باشد. حتی اگر سالیان سال هم با هم دوست بوده باشید، اگر یکی از طرفین احساس کند که معامله ی بدی با او می شود، این دوستی به کلی فراموش و نابود خواهد شد. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">در اینجا به دو اتفاق که می تواند یک دوستی را بر هم زند اشاره می کنیم. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">اتفاق اول: شما به دوستتان پول قرض می دهید </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">بله، سریعترین راه برای از دست دادن یک دوست این است که به او پول قرض بدهید. مردم به ندرت روی حرفشان می ایستند و به حرفشان عمل می کنند. من به طبیعت و سرشت برخی انسان ایمان ندارم و به همین دلیل بر طبق همین باور زندگی می کنم. حتی در بین انسانهای عاقل و دانا نیز به ندرت به کسی اعتماد می کنم. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">به همین دلیل من یاد گرفته ام که قرض دادن پول به یک دوست یکی از دو نتیجه ی زیر را در بر خواهد داشت: </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">نتیجه ی 1: متوجه خواهید شد که آن پول را به او هدیه داده اید نه قرض، چون نمی بینید که قصد برگرداندن این قرض را داشته باشد و شما هم قصد ندارید که به زور آن پول را پس بگیرید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">نتیجه ی 2: شما پولتان را از آن دوست پس می گیرید و آن دوست را از دست می دهید چون در گیر و دار دعواها و مشاجره ها سر پس گرفتن پول ممکن است توهین های زیادی هم به او کرده باشید. در این حالت شما پولتان را به دست آورده اید اما دوستی را از دست داده اید که حتی نمی داند چرا شما از دستش ناراحت هستید. از طرف دیگر این همان دوستی است که قول و قرارهای خود را فراموش کرده است، حالا بگویید ارزش واقعی این دوست چقدر است؟ </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">جواب منفی بدهید. اگر شما هم از آن دسته افرادی هستید که نمی توانید این خصوصیت دلرحمی را از خود دور کرده و عادت کرده اید به همه ی آدم ها کمک کنید، در اینجا چند توصیه برایتان داریم: </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">هر میزان پولی که قرض می دهید را به منزله ی پولی که از دست می دهید بدانید. آن را به حساب سادگی خودتان بگذارید. به خاطر همین بیش از اندازه به کسی پول قرض ندهید. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">وثیقه بگیرید. ممکن است در ابتدا از این کار سر باز زند، اما شما هم بدون دریافت وثیقه هیچ پولی کف دست او نگذارید. چیزی با ارزشی بیش از پولی که قرض داده اید از او طلب کنید چون در غیر این صورت ممکن است پولتان را پس ندهد. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">از همان روز اول برنامه ای برای پس دادن پول تنظیم کنید. آن را روی صفحه ای کاغذ نوشته و آن فرد را مجبور کنید هر ماه طبق آن برنامه پول را به شما پس بدهد. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">تا زمانی که همه ی پول خود را پس نگرفته اید، پول بیشتری به او قرض ندهید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">اتفاق دوم: با دوستتان کاری را شروع می کنید</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">با بهترین دوستتان وارد کاری می شوید. در ابتدا همه چیز خوب پیش می رود. ممکن است در آن کار موفق شوید یا اینکه شکست بخورید. در هر دو حالت مشکلات آغاز خواهد شد. هر کدام از شما ممکن است این پیروزی را نتیجه ی اعمال خودتان بدانید و شکست را تقصیر دیگری بیندازید. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">در این دو حالت یا پول وارد جیبتان می شود یا پولتان را از دست می دهید. اینجاست که بیشتر فکر حساب بانکیتان هستید تا دوستیتان. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">حتی ممکن است مشکلاتی که وقتی در کار موفق می شوید ایجاد می شود بسیار بیشتر از زمانی باشد که شکست می خورید. چون آنجاست که دعواها و مشاجرات سر پول شروع می شود و هر کدام طلب پول بیشتری می کنند. وقتی پول وسط باشد، هر کسی خود را به هر زحمتی می اندازد تا به آن برسد، حتی ممکن است خیلی چیزها را سر راه خود نابود کند، مثل دوستی هایش. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">وقتی در آن کار شکست می خورید هم که وضعیت کاملاً مشخص است. اینجا هر کسی تقصیر را گردن آن دیگری می اندازد و پول از دست رفته ی خود را از او طلب می کند. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">اینجا هم توصیه هایی برای شما داریم: </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">از همان روز اول بدانید که دوستی خود را از دست خواهید داد. به هر نحوی چیزی اتفاق خواهد افتاد که مشکلاتی برای دوستیتان پیش خواهد آمد. ممکن است حتی زنها و دوست دخترهایتان باعث و بانی این مشکلات شوند. دو دوست داشتم که برای سالیان متمادی با هم کار می کردند. همه چیز به خوبی پیش می رفت تا زمانی که هر دو ازدواج کردند. این دو زن از یکدیگر متنفر بودند و شروع کردند در گوش شوهرهایشان زمزمه کردن تا اینکه کار موفق این دو دوست کاملاً برهم خورد. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">همه چیز را باید قبل از شروع کار امضا کنید. چون هر آن ممکن است افراد زیر قول خود بزنند. وقتی هنوز کار را به طور رسمی آغاز نکرده اید، همه هر چیزی را امضا خواهند کرد. اما وقتی که در آن کار کمی پول در آمد، همه فقط فکر منافع خود خواهند بود. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">فرضیه سازی نکنید. همیشه مشخص کنید که چه کسی چه کاری انجام دهد و هر کس چه مسئولیتی دارد.</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">اگر کسی که می خواهید با او کار را آغاز کنید دوستتان است اما بسیار با سیاست و دانا است، اصلا و ابدا فکر جلو زدن از او به مخیله تان خطور نکند. سعی کنید فقط کار خودتان را انجام دهید و با سایر مسائل کاری نداشته باشید. به نفعتان است. </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">مثل یک مرد بگویید "نه" !</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ</span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">دوستی می خواهد که به او پول قرض بدهید یا با او کاری را شروع کنید. به او بگویید "من تو را بیش از اینکه این کار را بکنم دوست دارم." او به شما خواهد خندید، شما هم همینطور. او را به یک نوشیدنی دعوت کرده و صحبت را عوض کنید. و امیدوار باشید که او این فکر را فراموش کند. </span> text/html 2012-02-24T14:19:53+01:00 wikilink.mihanblog.com علی خدا همیشه به ما نظر دارد http://wikilink.mihanblog.com/post/1141 <img src="http://www.mardoman.net/files/articles//867010253.jpg" alt="" align="bottom" border="0" hspace="0" vspace="0"><br><span style="font-weight: bold;"><br>انسان‌ها به طور ذاتی دوست دارند که زندگیشان همیشه به دقت طراحی شود مثلاً یک شغل خوب و موفق، روابطی هماهنگ و بادوام و زندگی امن و راحت داشته باشند. ما زندگی می‌خواهیم که همیشه بتوانیم احساسات و عواطف خود را تحت کنترل داشته باشیم. دوست داریم زندگیمان متعادل و همراه با آرامش باشد. به همین دلیل است که وقتی موقعیت‌های غیرقابل‌پیش‌بینی به طور ناگهانی برنامه‌هایی که به دقت طراحی کرده‌ایم را برهم می‌زند، نمی‌دانیم چه باید بکنیم. معمولاً واکنشی منفی خواهیم داشت. خیلی وقت‌ها این موانع را علائم هشداری که توسط خداوند برایمان فرستاده می‌شود تا از گرفتن تصمیمات نادرست و رفتن به راه اشتباه جلوگیری کنیم، نمی‌بینیم. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;"> </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">می‌بینید؟ خداوند به ما اراده و اختیار داده است تا هر طور که دوست داریم زندگی کنیم، اما با مسئولیتی که مکلف می‌کند زندگیمان را در جهت شکوه و جلال بیشتر خداوند پیش ببریم. بااینحال در اکثر مواقع بدون توجه به هدفی که خداوند برای ما تدارک دیده است، هر طور که دوست داریم زندگی می‌کنیم. همیشه بر چیزهایی که می‌خواهیم اصرار می‌ورزیم و اگر آن را به دست نیاوریم، خدا را زیر سوال می‌بریم. ادعا می‌کنیم که خدا عادل نیست و همیشه می‌خواهد اول رنج بکشیم و فطرتمان را ثابت کنیم. اما در آخر بعد از همه آن عذاب‌ها و سختی‌ها، می‌فهمیم که خداوند دلایل خود را دارد و دلایل او همیشه به صلاح ماست. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;"> </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">من چنین تجربه‌ای داشتم، تجربه‌ای که به خاطر آن و رابطه مصیبت‌بارم خدا را زیر سوال بردم. من زنی شاغل هستم و زندگیم به آرامی و با برنامه پیش می‌رفت. با مردی که چون از نظر مالی کاملاً باثبات بود و خوب با هم راه می‌آمدیم، باور داشتم که سرنوشت من است یک رابطه عاشقانه داشتم. حتی برنامه ازدواج هم داشتیم. اما از بازی روزگار او برای ماموریت کاری مجبور به رفتن به کشوری خارجی شد و همانجا ماندگار شد. به نظر می‌آمد خدا روزگار را بر علیه من می‌چرخاند. با تصور اینکه او هیچوقت راضی نخواهد شد، از سر ناچاری تصمیم گرفتم با او رابطه‌ام را تمام کنم. اما در کمال تعجب دیدم که او هم قبول کرد. مجبور بودم سر تصمیمم بایستم. باید می‌گذشتم و زندگیم را پیش می‌بردم. این تجربه‌ای بود که به من ثابت کرد نباید هیچوقت در عصبانیت و ناچاری تصمیم بگیرم. اما فرصت پشیمانی نبود چون تصمیم خودم بود. روزها و شب‌ها به درگاه خدا دعا می‌کردم و از او می‌خواستم که مداخله کند و اوضاع را برایم درست کند. در قلبم ترس و شک ریشه دوانده بود. بعد از این چه بر سرم می‌آمد؟ اما خدا ساکت بود. دو هفته تمام افسرده و بدبخت بودم. فقط با خواندن قرآن و دعا بود که کمی قدرت پیدا می‌کردم. گاهی‌اوقات نیمه‌شب بخاطر ترس از تنها ماندن و تنها مردن لرزان از خواب می‌پریدم. آن روزها زمانی بود که تیرگی همه نگاه و فکر من را گرفته بود. از تنها زندگی کردن، از اینکه هیچ مردی دوستم نداشته باشد، می‌ترسیدم. زمان برای من خیلی زود می‌گذشت. روزی با آیه‌ای در قرآن مواجه شدن که باعث شد بفهمم خداوند هیچوقت هیچکس را در زمان درد و اندوه به حال خود رها نمی‌کند. فقط باید همه چیز را به خدا بسپارید و خواهید دید که بارتان را سبک‌تر می‌کند. این دقیقاً همان اطمینان‌خاطری بود که به دنبال آن بودم. این پاسخ همه شک‌ها و تردیدهایم بود. مطمئناً اگر قدرت تحمل آن را نداشتم خداوند هیچوقت این درد را نصیب من نمی‌کرد. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;"> </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">خداوند اگر عشقی برای جایگزین کردن نداشته باشد، هیچوقت اجازه نمی‌دهد عشقی را از دست بدهم. وقتی بالاخره این خقیقت را پذیرفتم که بین من و آن مرد هیچ چیز دیگری باقی نمانده است، به این عقیده رسیدم. این زمانی بود که تصمیم گرفتم همه چیز را به خدا واگذار کنم تا من را با معجزات خود غافلگیر کند. این همان زمانی بود که به این نتیجه رسیدم که خدا برنامه‌های بیشتری برای من دارد. بعد از آن بود که روحم تازه شد و دیگر از ترس و شک و تردید رنج نمی‌بردم. وقتی فردی مردد باشد، هیچوقت نمی‌تواند به آرامش برسد. اما وقتی تصمیم می‌گیرد که ترس و تردید خود را رها کند، کم‌کم اطمینان پیدا می‌کند و درهای فرصت‌های جدید را به سمت خود باز می‌کند. من بالاخره این واقعیت که آن مرد دیگر هیچوقت برنمی‌گشت و من باید با این مسئله کنار بیایم و آن را فراموش کنم را قبول کردم. من این فرصت را که خدا اراده کرده بود به هر دلیلی برای من اتفاق بیفتد را قبول کردم. آن دلایل ممکن است برای من مشخص نباشند اما می‌دانستم که زمانی خواهد رسید که بتوانم قدردان آن تجربه دردناک باشم. به همین ترتیب بود که زندگی من سپری شد، با ذوقی تازه عشق به کارم را دوباره به دست آوردم. به خاطر این دیدگاه‌های تازه توانستم خیلی زود او را فراموش کنم. دیگر آماده بودم که با آدم‌های جدیدی آشنا شوم که ممکن بود دوستشان داشته باشم. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;"> </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">اما خداوند هیچوقت به شما نمی‌گوید که کدامیک از آن افرادی که با آنها آشنا می‌شوید بالاخره بخشی از زندگی شما خواهند شد. گاهی‌اوقات، حتی ممکن است آن افراد را نبینید چون هیچوقت انتظار نداشته‌اید به سمت شما بیایند. متوجه نمی‌شوید که خدا دوباره اتفاقاتی کاملاً غیرقابل‌انتظار برایتان تدارک دیده است. خدا همین است! هیچوقت راه را به شما نشان نخواهد داد. باید خودتان با دعاها، نیایش‌ها و امیدهایتان راه را کشف کنید.&nbsp; و گاهی‌اوقات انتخاب خدا برای شما ممکن است آن انتخابی نباشد که خودتان می‌خواهید. اما در آخر، اگر خدا خواسته باشد، سرنوشت زندگی‌های شما را به هم می‌رساند تا بتوانید همدیگر را دوست داشته باشید. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;"> </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">بله، من هم درست در غیرقابل‌انتظارترین جای ممکن با عشقم روبه‌رو شدن. این عشق اعتماد و ایمان من به خدا را محکم‌تر می‌کند زیرا می‌دانم اتفاقات خوب هم ممکن است بیفتد. باید بگویم با فردی آشنا شدم که بسیار بهتر از آن فرد قبلی بود. حقیقتاً خدا نمی‌خواسته که من با آن عشق بمانم زیرا عشق بزرگتری برای من داشته که رضایت و خوشبختی را برایم به ارمغان آورده است. </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;"> </span><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;">درواقع خدا همیشه به ما نظر دارد و هیچوقت ما را به حال خود رها نمی‌کند. </span> text/html 2012-02-04T06:17:56+01:00 wikilink.mihanblog.com علی تفاوت سرماخوردگی با آنفلوآنزا http://wikilink.mihanblog.com/post/1140 <span style="font-weight: bold;"><br></span><span style="font-weight: bold;"> </span> <p style="text-align: justify; font-weight: bold;"><span style="color: #000000;"><img src="http://www.migna.ir/uploadcenter/uploads/1407648209.jpg" style="float: right;" border="0" height="82" width="83">آنفلوآنزا یکی از عفونت های ویروسی مهم مجاری تنفسی محسوب&nbsp;&nbsp; می شود که از بسیاری جهات شبیه بیماری سرماخوردگی است و در برخی مواقع افتراق آن دو از یکدیگر به سهولت امکان پذیر نمی باشد.</span></p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="text-align: justify; font-weight: bold;">&nbsp;</p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="text-align: justify; font-weight: bold;"><span style="color: #000000;"><br></span></p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="text-align: justify; font-weight: bold;">&nbsp;</p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="font-weight: bold;">&nbsp;</p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="text-align: justify; font-weight: bold;"><span style="color: #000000;">آنفلوآنزا یکی از عفونت های ویروسی مهم مجاری تنفسی محسوب&nbsp;&nbsp; می شود که از بسیاری جهات شبیه بیماری سرماخوردگی است و در برخی مواقع افتراق آن دو از یکدیگر به سهولت امکان پذیر نمی باشد. افتراق این دو بیماری از نظر عوارضی که بر جای می گذارند قابل توجه است. سرماخوردگی تنها در یک درصد از موارد سبب بروز عوارضی نظیر عفونت گوش و یا عفونت سینوس ها می شود که این دو عارضه هم با تجویز آنتی بیوتیک توسط پزشک قابل درمان هستند. در حالی که بیماری آنفلوآنزا می تواند مجاری تنفسی تحتانی را نیز درگیر کرده و به ویژه در افراد مستعد، سبب بروز بیماری خطرناکی به نام پنومونی یا&nbsp; ذات الریه شود.<br><br>آنفلوآنزا برخلاف سرماخوردگی اغلب به طور ناگهانی و با سردرد، سرفه های خشک و لرز آغاز می شود. نشانه های بیماری خیلی زودتر از سرماخوردگی شدید شده و دردهای عضلانی در پشت و پاها و تب حدود ۴۰ درجه از شکایت های شایع در این بیماران به شمار می روند.<br><br>آنفلوآنزا یک بیماری حاد تنفسی است که در اثر عفونت با ویروس های آنفلوآنزا رخ می دهد. این بیماری، راه های تنفسی را متاثر کرده و اغلب با نشانه هایی همچون تب، بدن درد و ضعف همراه است.<br><br>همه گیری های بیماری در یگان ها با وسعت متغیر و شدت متفاوت تقریبا هر سال در زمستان رخ می دهند. چنین همه گیری هایی باعث ابتلا تعداد قابل توجهی از کارکنان می شود.<br><br>آنفلوآنزا اغلب به صورت یک بیماری تعریف شده است که با بروز ناگهانی علائمی مثل سردرد، تب، لرز، بدن درد یا بی حالی همراه با نشانه های تنفسی، به خصوص سرفه و گلودرد مشخص می شود. شدت بیماری متنوع است و از یک بیماری تنفسی خفیف بدون تب مشابه سرماخوردگی (با بروز تدریجی یا ناگهانی) تا سستی شدید با علائم و نشانه های مختصر تنفسی متغیر می باشد.<br><br>ویروس های آنفلوآنزای A ، B و C سه جنس مختلف هستند که باعث بیماری آنفلوآنزا می شوند. همه گیری های آنفلوآنزا تقریبا هر ساله گزارش می شوند، اگرچه شدت و وسعت این همه گیری ها تا حد زیادی متفاوت هستند. همه گیری های منطقه ای با فواصل متغیر و تقریبا هر ۳- ۱ سال یکبار رخ می دهند. گسترده ترین و شدیدترین همه گیری ها توسط ویروس آنفلوآنزای A ایجاد می شوند. اپیدمی های آنفلوآنزای A به صورت ناگهانی شروع می شوند، در عرض یک دوره ۲ تا ۳ هفته ای به حداکثر وسعت خود می رسند و عموما ۳-۲ ماه به طول می انجامند و اغلب در کوتاهترین زمان ممکن از بین می روند.<br><br>بیماریزایی و مرگ و میر ناشی از همه گیری های آنفلوآنزا همچنان جزیی است. بیشتر افرادی که در چنین شرایطی می میرند معمولا بیماری های زمینه ای دارند که آن ها را در معرض خطرات بالاتر عوارض آنفلوآنزا قرار می دهد.<br><br><strong>علائم بالینی آنفلوآنزا</strong><br><br>آنفلوآنزا اغلب به صورت یک بیماری تعریف شده است که با بروز ناگهانی علائم عمومی مثل سردرد، تب، لرز، درد عضلانی یا بی حالی همراه با نشانه های تنفسی، به خصوص سرفه و گلودرد مشخص می شود. طیف تظاهرات بالینی گسترده است و از یک بیماری تنفسی خفیف بدون تب مشابه سرماخوردگی (با بروز تدریجی یا ناگهانی) تا سستی شدید با علائم و نشانه های مختصر تنفسی متغیر می باشد. در بیشتر مواردی که نیازمند مداخله پزشکی می شوند، بیمار دارای تب ۴۱- ۳۸ درجه است. افزایش سریع دمای بدن در عرض ۲۴ ساعت اول بیماری عموما با قطع تدریجی تب در عرض ۳- ۲ روز بعد دنبال می شود. هر چند، گاهی تب ممکن است تا یک هفته هم طول بکشد. بیماران احساس تبدار بودن و لرز را بیان می کنند، اما لرزش واقعی نادر است. درد عضلانی ممکن است هر بخش از بدن را درگیر کند، اما بیشتر در پاها و مهره های انتهایی کمر غالب است. شکایات تنفسی اغلب با غلبه علامت های عمومی کمرنگ می شوند. بسیاری از بیماران گلودرد یا سرفه پایدار دارند که ممکن است یک هفته یا بیشتر طول بکشد و اغلب با احساس ناراحتی در زیر جناغ سینه همراه است. علائم و نشانه های چشمی شامل درد در حین حرکات چشم، ترس از نور و احساس سوزش در چشم ها می باشند.<br><br>در اوایل بیماری، بیمار گرگرفته به نظر می رسد و پوست گرم و خشک دارد. هر چند تعریق و اندام هایی که دارای پوست لکه لکه شده اند در برخی موارد به خصوص در بیماران مسن وجود دارند. معاینه حلق ممکن است با وجود گلودرد شدید بیمار در عین ناباوری طبیعی باشد، اما پرخونی غشاهای مخاطی و ترشحات حلق بینی در برخی موارد وجود خواهند داشت. نتیجه معاینه قفسه سینه در آنفلوآنزای بدون عارضه تا حد زیادی طبیعی است. ولی تنگی نفس واضح، افزایش تعداد تنفس، کبودی و صداهای غیر طبیعی ریه شاخص های عوارض ریوی هستند. در آنفلوآنزای بدون عارضه، بیماری حاد معمولا در طی ۵- ۲ روز بهبود می یابد و بیشتر بیماران در عرض یک هفته بهبودی قابل توجه دارند، اگرچه سرفه ممکن است ۲- ۱ هفته بیشتر باقی بماند.<br><br><strong>عوارض آنفلوآنزا</strong><br><br>مهمترین عارضه آنفلوآنزا، عفونت ریه (پنومونی) است که به صورت پنومونی ویروسی اولیه ناشی از آنفلوآنزا، پنومونی باکتریال ثانویه و انواع مختلط می باشد. پنومونی ویروسی اولیه کمترین شیوع را دارد اما شدیدترین عوارض را به بار می آورد و باعث مرگ و میر می شود. پنومونی باکتریال ثانویه عمدتا در افراد بالای ۶۵ سال دیده می شود و به دنبال آنفلوآنزای حاد رخ می دهد.<br><br>سایر عوارض ریوی مرتبط با آنفلوآنزا شامل وخیم شدن بیماری های مزمن انسدادی ریوی و عود برونشیت مزمن و آسم هستند. در کودکان، خروسک، سینوزیت و عفونت گوش میانی ممکن است با آنفلوآنزا دیده شوند.</span></p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="text-align: justify; font-weight: bold;"><span style="color: #000000;"><br> <strong>درمان آنفلوآنزا</strong><br><br>در موارد بدون عارضه آنفلوآنزا، درمان بر اساس علائم با استامینوفن برای رهایی از سردرد، درد عضلانی و تب مورد نظر قرار می گیرد. چون سرفه معمولا خود محدود است، درمان با مهارکننده های سرفه عموما اندیکاسیون ندارد. با این وجود، ترکیبات حاوی کدئین در مواردی که سرفه مشکل ساز است می تواند به کار گرفته شوند. باید بیماران را به استراحت و استفاده زیاد از مایعات در طی دوره حاد بیماری تشویق کرد تا بتوانند، به خصوص در موارد شدید، بعد از بهبود تدریجی به عملکرد کامل خود برگردند. درمان اختصاصی ضد ویروسی نیز برای آنفلوآنزا در دست می باشد. آمانتادین و ریمانتادین برای آنفلوآنزایA مفیدند. اگر آمانتادین یا ریمانتادین در عرض ۴۸ ساعت بعد از شروع بیماری آغاز شوند، طول دوره علامتدار آنفلوآنزا تا حدود ۵۰% کاهش خواهد یافت. داروهای ضد باکتری برای درمان عوارض باکتریال آنفلوآنزای حاد مثل پنومونی باکتریال ثانویه نگهداشته می شوند.<br><br><strong>پیشگیری از آنفلوآنزا</strong><br><br>پیشگیری به ۴ شکل امکان پذیر است: واکسیناسیون گروه های پرخطر، پیشگیری دارویی در افراد پرخطر، عدم حضور افراد با ریسک بالا (بیماران قلبی ریوی و افرادمسن) در محیط های پرازدحام و شلوغ در جریان اپیدمی و رعایت بهداشت فردی. عمده ترین ابزار سلامت عمومی برای پیشگیری از آنفلوآنزا استفاده از واکسن های آنفلوآنزا است. اگر ویروس واکسن و ویروس های در حال گردش شباهت زیادی به هم داشته باشند، ۵۰ تا ۸۰% حفاظت در برابر آنفلوآنزا ایجاد می شود.<br><br>واکسن را باید در اوایل پاییز قبل از رخ دادن همه گیری آن تجویز نمود و باید پس از آن هر ساله تجویز شود تا ایمنی علیه رایجترین سوش های در حال گردش ایجاد گردد. واکسیناسیون آنفلوآنزا برای هر فرد با سن بیشتر از ۶ ماه که در معرض خطر بالای عوارض آنفلوآنزا است توصیه می شود.</span></p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="text-align: center; font-weight: bold;"><span style="color: #000000;"><img src="http://www.migna.ir/uploadcenter/uploads/1407648209.jpg" border="0"></span></p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="text-align: center; font-weight: bold;"><span style="color: #000000;"><br></span></p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="text-align: justify; font-weight: bold;"><span style="color: #000000;"><strong>تفاوتهای سرماخوردگی، آنفلوآنزای فصلی و H1N1</strong><br><br>با توجه به اهمیت موضوع ابتلای هموطنان عزیزمان به انواع آنفلوآنزا ، جهت آشنایی همگان در این نوشتار به تفریق نشانه های بالینی سرماخوردگی ، آنفلوآنزای فصلی و آنفلوآنزای H1N1 می‎پردازیم <br><br><br>1 - تب : در سرماخوردگی اغلب تب بالا و آنچنانی دیده نمی شود. در آنفلوآنزای فصلی تب را یک نشانه شایع باید دانست. در اغلب موارد ابتلا به آنفلوآنزای H1N1 تب بالای 3/38 معمولاً دیده می شود.<br><br>2 - سرفه : تفاوت اصلی سرفه در آنفلوآنزای H1N1 با نوع فصلی و سرماخوردگی خلط دار بودن آن است.<br><br>3 - درد : معمولاً درد عضلانی در سرماخوردگی دیده نمی شود. در صورتی که به ترتیب در نوع فصلی و H1N1 درد خفیف تا متوسط و شدید شایع است.<br><br>4 - احتقان بینی : در سرماخوردگی احتقان بینی شایع است و معمولاً هم بین 7 تا 10 روز خودبخود بهبود می یابد. گرفتگی بینی در آنفلوآنزای H1N1 شایع نیست اما در نوع فصلی آبریزش بینی نشانه شایعی است.<br><br>5 - لرز : مانند تب ، لرز هم در سرماخوردگی شایع نیست. در حالی که در نوع فصلی آنفلوآنزا بصورت خفیف می تواند بروز یابد و در مورد H1N1 هم بیش از نیمی از مبتلایان لرز را تجربه می کنند.<br><br>6 - احساس ضعف و خستگی : به همان اندازه که در سرماخوردگی چنین مسئله ای خفیف است در مورد H1N1 شدید می باشد.<br><br>7 - عطسه : در سرماخوردگی و آنفلوآنزای فصلی برخلاف H1N1 نشانه شایعی است.<br><br>8 - ظهور علائم : علائم سرماخوردگی در عرض چند روز ظاهر می شوند و معمولاً هم در همین زمان بهبود از بیماری تجربه می گردد. در مورد آنفلوآنزای فصلی با گذشت چند روز ممکن است علائم جدیدی هم علاوه بر آنچه گفته شد نظیر اسهال ، استفراغ ، بی اشتهایی و غیره به سراغ بیمار بیاید. برخلاف این دو مورد ، علائم آنفلوآنزای H1N1 به سرعت و در عرض 3 تا 6 ساعت ، بیمار تب بالا و درد را تجربه می کند و با اسهال ادامه می یابد و معمولاً هم این علائم تا هفت روز ممکن است بیمار را به زحمت اندازد.<br><br>9 - سردرد : معمولاً در سرماخوردگی سردرد دیده نمی شود اما تعدادی از مبتلایان به آنفلوآنزای فصلی آنرا تجربه می کنند. این در حالی است که اغلب مبتلایان به نوع H1N1 ، از سردرد شکایت دارند.<br><br>10 - گلودرد : در سرماخوردگی و نوع فصلی آنفلوآنزا گلودرد شایع است اما در نوع H1N1 آنچنان شایع نیست.<br><br>چهار توصیه کلیدی:<br><br>1 - اگر دستمال همراه ندارید ، سعی کنید هنگام سرفه یا عطسه قسمت داخلی بازو و آرنج را جلوی دهانتان بگیرید.<br><br>2 - به مدت 20 ثانیه مرتب در طول روز دست هایتان را با آب گرم و صابون بشویید. می توانید در ذهنتان عبارت تولدت مبارک را مرور کنید یا یکبار حروف الفبا را از ذهن خود بگذرانید. مطمئن باشید در این صورت 20 ثانیه را سپری می کنید. البته خیلی تند اینکار را نکنید!!!<br><br>3 - اگر صابون و آب گرم در اختیارتان نیست می توانید بجای آن از ژلهای ضدعفونی کننده دست استفاده کنید. لابلای انگشتان را فراموش نکنید!<br><br>4 - تا جایی که ممکن است از دست دادن با دیگران و روبوسی پرهیز کنید و دستتان را به چشم و دهان و بینی خود نمالید. <br><br></span></p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="text-align: justify; font-weight: bold;"><span style="color: #000000;"><br></span></p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="text-align: justify; font-weight: bold;"><span style="color: #000000;"><br></span></p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="text-align: justify; font-weight: bold;"><span style="color: #000000;"><br></span></p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="text-align: justify; font-weight: bold;"><span style="color: #000000;">سایت پزشکان بدون مرز </span></p><span style="font-weight: bold;"> </span> text/html 2012-02-04T06:12:38+01:00 wikilink.mihanblog.com علی آیا کودکم از نظر روانی، سالم است؟ http://wikilink.mihanblog.com/post/1139 <span style="font-weight: bold;"><br></span><span style="font-weight: bold;"> </span> <p style="text-align: justify; font-weight: bold;"><span style="color: #000000;"><img src="http://www.migna.ir/uploadcenter/uploads/1350495918.jpg" style="float: right;" border="0" height="72" width="73">سلامت روانی كودك، یعنی این كه او چگونه فكر، احساس و رفتار می كند.</span></p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="text-align: justify; font-weight: bold;">&nbsp;</p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="text-align: justify; font-weight: bold;"><span style="color: #000000;"><br></span></p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="text-align: justify; font-weight: bold;">&nbsp;</p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="font-weight: bold;">&nbsp;</p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="font-weight: bold;">&nbsp;</p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="text-align: justify; font-weight: bold;">شما می دانید كودكتان در خانه چگونه رفتار می كند. اما آیا واقعاً از طرز رفتار او در مدرسه نیز آگاهی دارید. اكنون زمان خوبی برای فهمیدن این قضیه است كه آیا كودك شما، برای یادگیری و آموختن، آمادگی لازم را دارد؟ سلامت روانی، عامل مهمی برای عملكرد خوب او در مدرسه است. سلامت روانی كودك، یعنی این كه او چگونه فكر، احساس و رفتار می كند. سلامت روانی ناسالم ممكن است در هر كودكی دیده شود، حتی كودكان پیش دبستانی و دبستانی. مشكلات روانی، رایج تر از آن چیزی است كه شما حتی فكرش را بكنید! از هر ۵ كودك، یك كودك دارای اختلال احساس، و مشكلات روانی رفتاری است كه هر كدام از این عوامل می تواند به افت تحصیلی، خشونت و... منجر شود. كمك به این كودكان بسیار آسان است، اما دو سوم كودكانی كه دارای این مشكلاتند، كمك هایی كه نیازمند آن هستند، دریافت نمی كنند.<br> ضروری به نظر می رسد كه والدین و معلمان، در مورد سلامت روانی كودكان با یكدیگر گفت وگو كنند.<br> معلمان، می توانند به شما كمك كنند كه تصمیم بگیرید آیا كودكتان نیاز به كمك دارد یا خیر؟ در ادامه، تعدادی سؤال ذكر می شود كه شما باید در مورد پاسخ آنها با معلمان كودك خود، به بحث و گفت وگو بپردازید.<br> ۱ - آیا كودك من، اغلب اوقات عصبانی به نظر می رسد؟ زیاد گریه می كند؟ به مسایل، بیش از حد، واكنش نشان می دهد؟<br> ۲ - آیا نظم مدرسه را به هم می ریزد؟ بچه های دیگر را در زمین بازی اذیت می كند؟ و یا قوانین را بارها و بارها، زیر پا می گذارد؟<br> ۳ - آیا كودك من، اكثر اوقات، ناراحت و یا افسرده به نظر می رسد؟ و یا در مقابل آزمون ها، به طور غیرمعمول واكنش نشان می دهد؟<br> ۴ - آیا او از این كه چگونه به نظر می رسد، معذب است؟ و یا دائماً از سردرد، دل درد و مشكلات جسمی دیگر- بخصوص وقتی كه باید امتحان بدهد یا در فعالیت های كلاسی شركت كند- شكایت می كند؟<br> ۵ - آیا كودك من قادر نیست بر روی صحبت های معلم خود تمركز كند؟ تصمیم بگیرد؟ و یا به معلمش احترام بگذارد؟<br> ۶ - آیا به چیزهایی كه معمولاً لذت بخش است، مثلاً ورزش، موسیقی یا سایر فعالیت های كلاسی، علاقه ای نشان نمی دهد؟ و یا به طور ناگهانی از دوستانش فاصله می گیرد؟<br> اگر پاسخ شما و معلم كودكتان، به تمامی این سؤالات آری است و مشكل، جدی و مدام به نظر می رسد، ضروری است كه بفهمید، آیا مشكلی در زمینه سلامت روانی، مسبب این رفتار ها است یا خیر؟<br> برای والدین آسان نیست كه بپذیرند، كودكشان ممكن است، مشكلی داشته باشد.هر رفتاری می تواند به موفقیت كودكتان در كلاس درس كمك كند، اما مهم این است كه شما به او كمك كنید.</p><span style="font-weight: bold;"> </span><p style="font-weight: bold;"><br> در اینجا راهكارهایی برای عملكرد شما پیشنهاد می شود:<br> ۱ - كتاب یا بر وشوری تهیه و اطلاعات بیشتری در مورد سلامت روانی كودك، كسب كنید.<br> ۲ - با یك پزشك و روانشناس، مشورت كنید. آنها می توانند عوامل تأثیرگذار دیگر در یادگیری كودك را بررسی كنند. مثلاً مشكلاتی در بینایی یا شنوایی. در نهایت شما ممكن است تصمیم بگیرید كه كودكتان و همین طور اعضای خانواده برای داشتن سلامت روانی كامل، از سوی فردی متخصص آموزش ببینند.<br> ۳ - نقش فعال برای كمك به بهتر شدن كودكتان را خود برعهده بگیرد. هر كودكی، مانند هر والدینی، دارای توانایی هایی است. یاری كردن كودكتان، زمانی كه در حال انجام تكالیف درسی خود است، به شما نیز فرصتی می دهد كه زمانی را با او سپری و تجربیات خود را به او منتقل كنید. این امر می تواند پیوندی محكم بین شما و كودك برقرار كند. علاوه براین، شما در این زمان می توانید، به علایق او نیز پی ببرید.<br> ۴ - با دقت جست وجو كنید تا سرویس دهنده های خوب و خدمات مناسبی را در این رابطه برای كودك خود، تدارك ببینید. صبور باشید. هر خدمتی كه ارایه می شود، برای همه كودكان مناسب نیست. تعداد زیادی سازمان های ملی و یا گروه های خصوصی در زمینه سلامت روانی، در جامعه وجود دارند كه می توانند به شما كمك كنند.<br> ۵ - كودكان به یكپارچگی بین خانه و مدرسه نیاز دارند. والدین و معلمان با همكاری در كنار یكدیگر، می توانند استعدادها و توانایی هایی چون، كنجكاوی، مراقبت از حیوانات، حس شوخ طبعی و... را در كودكان، تقویت كنند. این وظیفه، اگر انجام گیرد، بخش بزرگی از مراقبت كودكان را توسط والدین یا معلمان شامل می شود.</p><span style="font-weight: bold;"> </span><br style="font-weight: bold;"><br style="font-weight: bold;"><span style="font-weight: bold;"> </span>