راههای علاقمند کردن شنوندگان

همه ی ما در بعضی مراحل زندگی مجبور به سخنرانی کردن می شویم. مصاحبه ای برای کار جدیدتان است؟ سخنرانی برای ناظر یا هیئت مدیره ی شرکت محل کارتان است؟ بله، همه ی این ها سخنرانی های بسیار مهمی هستند و می توانند آینده ی شما را رقم بزنند. پس نگذارید که این فرصت ها از دست بروند بدون اینکه شانس موفقیتتان را بالا ببرید.

در اینجا به نکاتی اشاره می کنیم که هنگام سخنرانی کردن برای شنوندگانی حرفه ای و متخصص باید به خاطر داشته باشید.

1- شنوندگان را هم درگیر کنید
شنوندگان هم دوست دارند که وارد ماجرا شوند، نه اینکه فقط گوش کنند و حوصله شان سر برود. شما باید به آنها برای نشستن و گوش دادن به حرفهایتان دلیل بدهید. 30 تا 90 دقیقه زمان دارید تا بتوانید توجه آنها را جلب کنید. می توانید همان تکنیک قدیمی شروع کردن سخنرانی با یک جوک را به کار گیرید. اما...شاید زیاد هم ایده ی جالبی نباشد.

اشتباه نکنید--مطمئناً دادن یک جنبه ی شوخی آمیز به سخنرانیتان قابل قبول است. اما اگر این جنبه را به صورت کلی وارد سخنرانی کنید با اینکه سخنرانی را با یک جوک شروع کنید بسیار متفاوت است. پس بهتر است که آن را با یک سوال آغاز کنید. این تکنیک بسیار جواب می دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث می کند. تکنیک دیگری که گه گاه توسط بعضی سخنرانان به کار گرفته می شود بردن نام بعضی از اشخاص بین حضار است.

2- سرزنده و با روح باشید
بهترین سخنرانان کسانی هستند که چه در حرکاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نیست که خود را پشت سکو پنهان کنید یا فقط در گوشه ای باستید. دفعه ی بعد این کار را امتحان کنید: وقتی برای یک گروه 20 نفره یا بیشتر سخنرانی می کنید، حین صحبت کردن بین شنوندگانتان راه بروید. هر از چند گاهی ایستاده و دستتان را روی شانه ی یکی از شنوندگان قرار دهید. با این کار باعث خواهید شد که توجه آنها به شما بیشتر جلب شده و به حرفهایتان دقیق تر گوش کنند.

3- صدایی تاثیرگذار داشته باشید
روی چیزی که می خواهید تحویل دهید، زمان بگذارید. کسی توقع ندارد که مثل یک گوینده ی تلویزیون بیایید و بروید. باید بتوانید صدایی خوشایند و سرگرم کننده تحویل دهید. هنگام سخنرانی به این چهار نکته توجه داشته باشید: تن صدایتان را هر از گاهی تغییر دهید، درجه ی صدا را بالا و پایین ببرید، سرعت صحبت کردنتان را تغییر دهید، و گاه گاهی برای تاثیر گذاری بیشتر سکوت کنید.

4- از کارهایی که باعث پرت کردن حواس شنوندگان می شود دوری کنید
هیچ چیز به اندازه ی این کار نمی تواند یک سخنرانی را خراب کند. چند وقت پیش مدیری را دیدم که سخنرانی اش را فقط به خاطر اینکه با پول خردهای توی جیبش بازی می کرد از دست داد. بعد از سخنرانی کسی درمورد محتویات سخنرانی او حرفی نمی زد، همه فقط می گفتند که چقدر از صدای جرینگ جرینگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. کنار گذاشتن این عادت ها کار سختی نیست. گه گاه هنگام تمرینات سخنرانیتان فیلمبرداری کنید و بعد آنرا مرور کرده و پی به عادت های آزاردهنده تان ببرید تا بتوانید آن ها را کنار بگذارید.

5- لباس مناسب بپوشید
روزی با یکی از مدیر عاملان صحبت می کردم که می گفت اولین چیزی که در برخورد با یک فرد به آن توجه می کند لباس هایش است. باید بتوانید طوری لباس بپوشید که حداقل یک پله از حضار بالاتر باشید. متوجه باشید که کفش های ارزان، شلوار جین و بلوزهای رنگی مناسب انجام یک سخنرانی نیست. به لباس پوشیدنتان خیلی دقت کنید.

6- حرف های تازه بزنید
از تکرار کردن داستان ها و خاطرات همیشگی پرهیز کنید. حرف های تازه بزنید. سعی کنید در سخنرانیتان جایی هم برای وقایع روز باز کنید. حتماً آن روز یا آن هفته اتفاق جدیدی افتاده است که در موردش صحبت کنید. حرف ها و مطالب تکراری شنوندگان را خسته و بی حوصله خواهد کرد. حرف های جدید برعکس آنها را راغب به گوش کردن و توجه بیشتر می کند.

7- تمرین داشته باشید
چندین مرتبه تمرین کردن سخنرانیتان می تواند باعث موفقیتتان شود چون معمولاً رقبایتان این کار را نخواهند کرد. معمولاً افراد فقط چند دقیقه قبل از سخنرانیشان نگاهی به نوشته هایشان می اندازند، اما سخنرانان موفق همیشه برای تمرین آن هم وقت می گذارند. یک سخنران واقعی از قبل برنامه ریزی می کند که چطور سخنرانی خود را شروع کند و چطور به پایان برساند. می دانند که چه موقع بین حضار راه بروند و دست روی شانه ی چه کسی بگذارند. می دانند که چه زمانی سکوت کرده و چه زمانی تن صدایشان را تغییر دهند. می دانند که به کجا نگاه کنند. با تمرین کردن مطمئناً سخنرانی بهتری ارائه خواهخید داد.

موفق باشید
ــــــــــــــــــــ
با اجرای این نکات مطمئناً موفق خواهید شد که توجه حضار و شنوندگان را کاملاً به خود معطوف کرده و سخنرانی عالی تحویل آنها دهی

نوشته شده توسط: علی در : یکشنبه 7 اسفند 1390 | نظرات()

چندین راه حل برای انجام کارهای عقب افتاده!

کارهای عقب افتاده! پرداختن به ورزش و گرفتن رژیم غذایی، ادامه تحصیل و پیشبرد وظایف عقب مانده، از برنامه هایی هستند که همه آدم ها، کم و زیاد، علاقه مند یا اجباری، تصمیم به انجام آن ها دارند. البته منظور من از "کارهای عقب افتاده" تنها فعالیت هایی که تصمیم به انجام آن ها داشته ایم نیست، گاهی در فعالیتی، مشکلاتی  بر سر راه وجود داردکه جهت بهتر شدن اوضاع  ناگزیر به تغییر مسیر و استراتژی خواهیم بود، مانند تغییر شغل، تغییر محل زندگی، بالابردن سطح آگاهی و دانش، جهت گرفتن تخصص و مهارت در زمینه های کاری و علمی، افزایش درآمد و هر موردی که نتیجه آن زندگی فرد را راحت تر و لذت بخش تر می کند.

گاهی پیش می آید که انجام چنین برنامه هایی سخت و دشوار تصور می شود که همین دلیل، یا سال های متمادی انجام کار را به تاخیر می اندازد یا به طور کل موجب عدم پرداختن به آن می شود.

معمولا کارهایی هستند که فرد، بارها قول انجام آن ها را به خود داده است و زمانی را برای آغاز آن مشخص کرده است مثلا شنبه، اما تابه حال شنبه های بیشماری گذشته اند و فعالیتی جهت انجام آن کار آغاز نشده است.

چرا این اتفاق می افتد؟چرا آدم ها تمایل دارند برخی از کارها را به تعویق بیاندازند؟و چه اتفاقاتی در این حالت خواهد افتاد؟ پاسخ این سوال ها با مطالعه راه حل های آن راحت تر درک می شود زیرا بهتر می توان به شرح دلایل آن خواهد پرداخت.

راه حل ها

-       چهره خوب را ببینید، هر کاری دوچهره دارد. خوب یا بد، به هر کدام که فکر کنید نتیجه به همان شکل خواهد بود. اگر بر مشکلات و سختی های کار تمرکز کنید انجام آن برایتان سخت و غیرممکن می شود اما اگر به مزایای انجام آن فکر کنید و نتایج موفقیتی که نصیبتان می شود را در ذهن تداعی کنید و مشکلات و موانعی که از این طریق از سر راه شما برداشته می شود را تصور کنید، انجام آن کار برایتان لذت بخش خواهد بود و مشکلاتش به چشم نخواهند آمد. درواقع شما بر هر چهره که تمرکز کنید نتیجه همان خواهد شد. پس آن چه که نتیجه کاری را مثبت و لذت بخش یا منفی و مخرب خواهد کرد نوع تفکر شما و دیدتان به چهره آن کار است.

مثال:  هنگامی که شما اضافه وزن دارید، ناگزیر از مشکلاتی که در این زمینه برای شما پیش می آید رنج می برید، احتمالا اندام ایده آلی ندارید و هروقت تصویر خود را در فیلم و عکس یا آینه می بینید احساس ناخوشایندی به شما دست می دهد، تنگی نفس، درد مفاصل، عدم استفاده از لباس های مورد علاقه، از دیگر معایب اضافه وزن هستند که همواره شما را مورد رنجش قرار می دهند. جالب است! هرگاه احساس ناراحتی می کنید برای مدتی تصمیم رژیم لاغری در ذهنتان روشن می شود و بلافاصله قول آغاز آن را به خود می دهید اما بعد از مدتی با توجه به این که باید ازلذت خوردن غذاهای موردعلاقه خود بگذرید و دچار محدودیت شوید، تصمیمتان به فراموشی سپرده می شود. درواقع شما به چهره بد رژیم غذایی توجه کرده اید و آن را ملکه ذهن خود نموده اید. اما اگر به چهره خوب آن تمرکز می کردید و می پنداشتید که با گرفتن رژیم لاغری و رسیدن به وزن مناسب، تمام بیماری هایی که در این رابطه گریبانگیرتان شده است از بین خواهد رفت، اندام ایده آلی خواهید داشت که بر اثر آن اعتماد به نفس، سطح شخصیتی و بهره وریتان افزایش خواهد یافت و لباس و کارهای مورد علاقه تان را از دست نخواهید داد، هر چه سریعتر تصمیمتان را عملی می کردید و بر پایان آن پافشاری می کریدید.

-       با خود روراست باشید، درصورت بروز اشکال، قطعا مشکلاتی وجود خواهد داشت، منکرشان نشوید و از آن ها چشم پوشی نکنید. بهتر است سعی نکنید با مشکلات کنار بیایید، تلاش کنید کاری را انجام دهید تا مشکلاتان اساسی حل شود.

مثال: دانشجویی بود که علاقه زیادی به مطالعه دروس دانشگاه نداشت و از این که بخواهد ساعاتی را صرف خواندن و یادگرفتن کند اظهار نارضایتی می کرد. او در ظاهر اهمیتی به نمره های پایینش نمی داد و  سال ها به همین روش در دانشگاه رفت و آمد می کرد تا دست آخر، به علت مشروطی بیش از حد از دانشگاه اخراج شد. او سعی می کرد به جای این که سختی مطالعه و آموختن دروس را تحمل کند تا به نتیجه نهایی برسد، نسبت به مشکلات کم کاری خود بی تفاوت باشد و به آن ها اهمیت ندهد، اما اگر با خود می اندیشید که تنها هدف او از آمدن به دانشگاه و صرف وقت در آن جا آموختن این دروس است، بیش از این خود را فریب نمی داد و کار خود را به پایان می رساند.

-       تا کارهای اول را به پایان نرسانده اید، سراغ کارهای بعدی نروید، یکی از موانع بزرگ انجام ندادن به موقع کارها این است که سرخود را بیش از اندازه شلوغ کنید. از قدیم گفته اند سنگ بزرگ علامت نزدن است. بهتر است کارها تک تک بدون عجله و با فرصت کافی انجام شوند تا ذهن درگیر مسایل دیگر و محدود بودن زمان نشود.

مثال: تصور کنید از قبل برنامه ریزی کرده اید که امروز کتاب مورد علاقه تان را بخوانید، مشغول مطالعه می شوید که ناخودآگاه ذهنتان متوجه فعالیتی دیگر می شود. کم کم مطالب کتاب برایتان خسته کننده می شود تا جایی که بر سر فعالیت دوم می روید آن را آغاز می کنید و مجددا نیاز به مطالعه کتاب اول را به خاطر می آورید یا به یاد کار دیگر می افتید. بازهم تغییر فعالیت می دهید، بعد از مدتی نگران انجام کارهای قبلی می شوید، مضطرب و مردد هستید. دچار سردرگمی می شوید زمان در حال سپری است و شما هنوز هیچ کاری را به پایان نرسانده اید. در صورتی که اگر مطالعه کتاب را شروع می کردید و تا پایان آن دست به فعالیتی دیگر نمی زدید دچار چنین تردید و سردرگمی نمی شدید که فرصت از دستتان برود و دست کم یک کار را به پایان رسانده بودید.

-        محدودیت زمان موجب حذف خودکار بعضی از کارها خواهد شد، برای انجام کارها فرصت کافی بگذارید، شاید به ظاهر سرعت پیشرفتتان کند شود اما در اصل، کاری ناتمام نمی ماند. هرکاری مشکلات و کشمکش هایی دارد که ما آدم ها معمولا زمان آن ها را پیش بینی نمی کنیم. بهتر است با توجه بی این موضوع، حداکثر زمان برای انجام کارها را مدنظر داشته باشید.

مثال: فرض کنید امروز یک ساعت را برای دیدار پدر و مادر خود مشخص می کنید و پشت بند آن قرار دیگری می گذارید، هنگام مراجعه به منزل والدین در ترافیک شهر، بیش از نیمی از "یک ساعت" مورد نظر شما هدر می رود، نگران و مضطرب به خانه می رسید و کلافه از فرصت کوتاهی که دارید با پدر و مادرتان آن چنان گرم نمی گیرید، زیرا ذهنتان در گیر قرار بعدی است، آن ها از شما می خواهند که شام را در کنارشان بمانید اما به علت محدود بودن زمانتان ناگزیر به حذف دعوت آن ها می شوید. در واقع کاری را با عجله انجام داده اید که نه تنها فایده ای نداشت بلکه به ناراحتی والدین شما اضافه کرد زیرا شما بخشی از ملاقات آن ها را به علت محدودیت زمانی حذف کردید.

-       نتایج انجام یا عدم انجام کاری را بارها در ذهن خود تصور کنید، (منظور از عدم انجام کارها، آن دسته از کارهایی هستند که انجام ندادنشان به نفع ما است مانند سیگار کشیدن.)

 به هر حال، کاری را که" می خواهید" یا "نمی خواهید" انجام دهید نتیجه مثبتی در بر خواهد داشت که یا مشکل و نیازی از شما رفع می کند، یا مانع بروز مشکل و نیاز می شود یا اصلا وظیفه شما است که این کار را انجام دهید و بی توجهی به آن برای شما عواقب مادی و معنوی خواهد داشت. در هر صورت نتیجه انجام کار، موجب رفع نیاز شما می شود و نتیجه بی توجهی به آن همچنان نیاز را پابر جا می گذارد. بنابر این بهتر است برای عملی شدن کار مورد نظر، نتیجه مثبت آن را ملکه ذهنتان کنید و مزایایی که در پی آن نصیبتان می شود را همچنان در خاطر داشته باشید. 

مثال:  هرگاه که تمایل به ورزش کردن دارید اما سختی حرکات آن موجب جلوگیری از انجام تصمیمتان می شود، باید به مزایای ورزش کردن فکر کنید یا به مطالعه آن ها بپردازید، حتی می توانید در مورد آن ها با دیگران صحبت کنید. در این صورت به این نتیجه می رسید که ورزش کردن برای سلامتی شما لازم است، قدرت جسمانیتان را بهبود می بخشد، از خمیدگی اندام شما جلوگیری می کند، مانع از گودی کمر و اضافه وزن می شود و روح و روانتان را طراوت می بخشد و مهارت و تعادل جسمانیتان را افزایش می دهد. آن گاه با مدنظر قرار دادن نتایج ورزش کردن، مشتاق آن می شوید و سختی هایش را نادیده می گیرید.

نیروی رانش از ناراحتی و کشش به سوی خوشبختی را همواره در خاطر داشته باشید، در انجام کارها معمولا دو نیرو ما را هدایت می کنند: رانش از سختی ها و کشش به سوی خوشبختی.

درست است که انسان عاقل  از سختی کشیدن بیزار است اما همان انسان عاقل بی جهت سختی کشیدن را نمی پسندد و از سختی هایی که پشت آن خوشبختی در انتظار است استقبال می کند. این را همه می دانیم که برای رسیدن به موفقیت های بزرگ باید سختی ها و ملامت های زیادی را تحمل کرد. اما بهتر است در چنین مواقعی اسم "سختی" را به "پله های ترقی" تغییر دهیم تا نیروی کشش به سوی خوشبختی بر نیروی رانش از سختی ها قالب شود.

البته نیروی رانش از سختی ها یکی از مزیت های رفتاری ما به حساب می آید و برای پیشرفت آدم ها لازم است زیرا همان حس بیزاری از سختی هاست که موجب پیشرفت و رسیدن به تکنولوژی های راحت تر می شود و ما را به انجام کارهای موفقیت آمیز مجبور می کند.

نوشته شده توسط: علی در : یکشنبه 20 آذر 1390 | نظرات()

فواید و مضرات مجازات اعدام

از قدیم الایام تا کنون، درهر مللی مجازات اعدام، برای اجرای نظم و عدالت درجامعه حکم فرما بوده است، در اینجا به بررسی فواید و مضرّات این مجازات می پردازیم.

اعدام تحت قوانین خاصّ، برای کسانی اعمال می شود که به نوعی قوانین اجتماعی را زیر پا گذاشته یا جرائمی چون، قتل، دزدی و ... را مرتکب می شوند.

هرچند که این جرایم در بیشتر سرزمین ها همچون، کشورهای آسیایی، خاور میانه، اروپا و آمریکا، حاکم است، امّا هنوز هم در برخی از ملل، به دلیل ضعف در وضع و اجرای این مجازات ها، آمار جرائم هرروز افرایش می یابد. نحوه ی اجرای اعدام در  کشورها، متفاوت است، که عمده ترین روش ها، دار زدن، تیرباران، صندلی الکتریکی، تزریق آمپول هوا و ...می باشد.

نظریات در مورد قبول یا ردّ مجازات اعدام متفاوت است، برخی معتقد به اجرای کامل این قانون و برخی دیگر نیز این مجازات را افراطی و غیر انسانی می دانند و خواستار تغییر در حدود آن می باشند.

فواید:

  • اعدام، شدیدترین مجازات برای مجرمین است. کسی که مرتکب به قتل می شود، مجازاتش مرگ است. منطق این مجازات این است که در صورت مجازات این افراد، دیگر کسی جرأت ارتکاب این جرائم را نخواهد داشت و آمار جرائم کاهش می یابد. 
  • مجازات زندان، در این صورت فرد مجرم، پس از آزادی از زندان دوباره دست به خلاف جدیدی می زند. از آنجاییکه یک دزد، زمینه ی انجام جرم های دیگری را نیز دارد، مثل، قتل، ...، بنابراین اجرای مجازات اعدام، خود تهدیدی برای قاتلین و دیگر مجرمین می شود و موجب برقراری امنیت بیشتری را در جامعه خواهد شد.
  • بعضی نیز معتقدند، به جای حبس های طولانی مدّتی که فرد مجبور است سالهای عمر خود را بیهوده پشت میله های زندان بگذارند، اعدام برای او بهتر است. چرا که علاوه بر هزینه های زندان، اگر مجرم قرار باشد بعد از آزادی، دوباره به همان منوال و شاید هم بدتر زندگی خود را بگذراند، بهتر است بمیرد.
  • در واقع، اعدام در ازای زجریست است که فرد قربانی در اثر جرم مجرم کشیده شده است. بیشتر مردم معتقدند کسی که جان انسانی را می گیرد، دیگر حقّ زنده بودن را ندارد. از طرفی، این مجازات تا حدّی برای بازماندگان مقتول، مرحم و نشانه ی اجرای عدالت می باشد. 
  • از آنجاییکه یک زندانی در طول مدت حبس، احتمال انجام جرائم بدتر، مثل، ضرب و شتم، قتل و ... را نیز دارد، بنابراین اعدام، به نوعی جلوی این عواقب بعدی را می گیرد. اگرچه، در مقابل، خیلی از مردم معتقدند، مجازات اعدام، برای برخی جرائم، عملی غیر منصفانه و غیراخلاقیست.

مضرّات

·        اگر ما هم همچون مجرم، مقابله به مثل کرده و او را اعدام کنیم، پس از نظر فردی و ارزشهای اخلاقی، چه تفاوتی با کسی که مرتکب جرائم وحشتناکی همچون قتل می شود، داریم.

·        اعدام همیشه مجازات صحیح و عادلانه ای نیست. چرا که به غیر از عدّه ای افراد ثروتمند، معمولاً بقیه افراد بیچاره به دلیل عدم توانایی مالی، قادر به اخذ وکیل و دفاع از حقّ خود نیستند. به همین دلیل است که همواره مجرمین طبقه ی فقیر اجتماعی، ناگزیر، به اعدام محکوم می شوند.  

·        باید به هر انسانی فرصت تغییر و اصلاح داد. با اعمال قوانینی از جانب قضات، می توان فرصت اصلاح و شروع زندگی دوباره امّا سالمی را به آنها داد. همانطور که طبق آمار، مجرمانی بودند که پس از گذراندن زندان یا جرائم مالی، اصلاح شده اند و برای جامعه مفید بودند.

·        حتّی گاهی، فردی بی گناه به اشتباه دستگیر شده، در حالی که قاتل واقعی کسی دیگر است یا شاید او تنها نقشی فرعی دراین قضیه داشته باشد. چرا که در بسیاری از موارد پیش آمده که پس از اعدام مجرم بی گناه، قاتل واقعی پیدا شده است!

·        طبق برخی گزارشات، اعدام، خیلی تأثیری مثبتی هم در کاهش جرائم در جوامع نداشته است و همچنان در این جوامع، آمار قتل و جرائم، افزایش می یابد.

هنوز پس از سالیان دراز، پاسخی برای سوال وجود ندارد که آیا اعدام مجازاتی منصفانه است یا غیر عادلانه؟ البته در برخی موارد نیز، مجازات اعدام در نهایت به دلیل جرائم قبلی مجرم و تکرار آن، به حقّ است. امّا براستی درست که جان مجرمی را بگیریم و وی را از ادامه حیات محروم کنیم؟؟

دلایل مخالفت با اعدام

1-     انکار حقّ بشریت

طبق قوانین دفاع از حقوق بشر، اعدام به نوعی زیر پا گذاشتن یکی از موهبت های الهی، یعنی حقّ حیات هر انسان است.

2-     احتمال اشتباه

طبق آمار، در خیلی از موارد، فردی به اعدام محکوم شده، در حالی در اثر آزمایشات اداره آگاهی، همچون DNA، و ... بی گناهی وی ثابت و دستور عفو صادر شده است!

3-     قضاوت ناعادلانه

در بسیاری از موارد، مجازات اعدام، بر مجرمین طبقه پایین و ضعیف تر تحمیل و اعمال می شود. بیشتر این مجرمین همواره در زندگی فقر و بدبختی را تجربه کرده اند. آنها بودجه ای برای اخذ وکیل و دفاع از حقّ خود ندارند. حتّی در برخی موارد، رأی های غیر منصفانه ای، تحت تأثیر نژادطلبی قضات یا جامعه، صادر می شود و رأی نهایی در نهایت با تبعیض و تنها تحت یک وکیل تسخیری خود دادگاه، اعلام و اجرا می گردد. در صورت درخواست تجدید نظر از جانب مجرم، باز هم وی ناکام می ماند.

4-     امری بی ارزش

هدف از هر مجازاتی، تنبیه و اصلاح مجرم است. این درحالیست که طبق آخرین گزارشات، اعدام هیچ تأثیری در کنترل آمار قتل ها ندارد. حتّی در برخی مواقع، اثری برعکس بر مجرمین داشته است، طبق آمار، قتل و ضرب و شتم در بعضی از ایالات ها مثل نیویورک که مجازات اعدام بیشتر اعمال می شود، به نسبت 20 سال پیش، 48% افزایش یافته است، در حالی که در دیگر ایالات که این مجازات کمتر اعمال شده است، این آمار تنها 23% بوده است.

5-     اتلاف وقت

در برخی موارد، به دلیل صرف زمان های زیاد در طول مدت تحقیقات، تشکیل دادگاههای طولانی مدّت و با فاصله زمانی طولانی، تقاضای تجدید رأی و ...، این اتلاف وقت، به نوعی خود، مجازات و مرگ تدریجی برای مجرم محسوب می شود که تحمّل آن از اعدام سنگین تر است!!

6-     نگاهی به عوامل ارتکاب جرم

بسیاری از مجرمین، به دلایل مختلفی چون، مشکلات روحی، روانی، تأثیرات محیط و زمان ارتکاب، غفلت و ناخواسته بودن جرم، ... دست به این جرائم وحشتناکی زده اند. پس بهتر است منصفانه تر، با بررسی دلایل، کمی نرم تر و عادلانه تر تصمیم بگیریم.

7-     در صورت اعدام فرد مجرم، همسر، فرزند و خانواده ی وی، بدون اینکه گناهی در ارتکاب جرم داشته باشند، مادام العمر از نبود وی رنج می برند.

8-     تأثیر اجتماعی

در واقع، اعدام، خود هویتی شبیه قتل را دارد. حتّی اگر توسط قانون و قضات به اجرا درآید. در آن حسّ انتقام جویی موج می زند و ذاتاً غیر انسانیست. در عین حال این وجه را در مردم ایجاد می کند که برای مبارزه با هر جرمی، خشونت لازم است!

در آخر،

اعدام به نوعی زیر پا گذاشتن معنویات و انسانیت است. مجازاتی که همواره غیر عادلانه در همه ی تمدّن ها رواج داشته و ادامه یافته است.

حقیقت این است که وجود ناهنجاری ها فرهنگی و تورم اقتصادی در جوامع، باعث بروز این خشونت ها و جرائم می شود. بنابراین بهتر است ریشه ی این جرائم را پیدا کرد و به اصلاح وضعیت اخلاقی و اقتصادی در جامعه پرداخت.

در اصل، اعدام، خود به نوعی حس کینه توزی و انتقام را در جوامع گسترش داده و روح هر انسانی را جریحه دار می کند.

نوشته شده توسط: علی در : جمعه 18 آذر 1390 | نظرات()

جستجوی مطالب

بزودی
تبلیغات

درباره ما


موضوعات

امار و اطلاعات

    کل بازدید:
    تعداد نویسندگان :
    تعداد کل پست ها :
    آخرین بروز رسانی :

لینك دوستان

wikilnik
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic